تبليغاتX
آزادی برابری -

آزادی برابری

آزادی زنان آزادی جامعه است

 

مصاحبه جهان امروز با صلاح مازوجی

 

 در باره رویدادهای اخیر ایران

 

 

جهان امروز: در ادامه ارزیابی ها و سیاستهای حزب در قبال خیزش توده ای و وقایع اخیر که در اطلاعیه های کمیته مرکزی بوضوح آمده است، خواستم ببینم که ارزیابی شما از اوضاع کنونی بویژه بعداز سخنرانی خامنه ای در نماز جمعه چند روز پیش چیست؟

 

صلاح مازوجی: به نظرمن مواضع خامنه ای کاملا قابل پیش بینی بود، چون بر خلاف تصوری که وجود دارد، خامنه ای مافوق جناح ها نیست، این خامنه ای نیست که خط مشی جناح مسلط در حاکمیت جمهوری اسلامی را تعیین می کند بلکه این رهبری سپاه پاسداران است که تعیین سیاست می کند. از مقطع " انتخابات" نهمین دوره ریاست جمهوری که تسلط و برتری جناح سپاه پاسداران درآرایش سیاسی درون حاکمیت جمهوری اسلامی را رسمیت بخشید، خامنه ای مواضع خود را با منافع جناح سپاه پاسداران تطبیق داده است. خامنه ای در سخنان روز جمعه، در واقع با تائید مجدد "انتخابات"  و تائید مجدد ریاست جمهوری احمدی نژاد و بر حذر داشتن موسوی از ادامه اعتراضات خیابانی، عزم سپاه پاسداران برای تصفیه کامل طرفداران موسوی و جناح موسوم به اصلاح طلبان از دستگاه حاکمیت جمهوری اسلامی را دوباره اعلام کرد و از طرف دیگر به خیزش توده های مردم اعلام جنگ داد.

بدنبال سخنان خامنه ای، موسوی و طیف اصلاح طلبان حکومتی سه گزینه بیشتر پیش رو ندارند. اینها هم اکنون با تلاش های پشت پرده و با اتکا به مهره هایی نظیر رفسنجانی که در راس مجلس خبرگان و در شورای مصلحت نظام هم حضور دارد در پی پیدا کردن فرمول سازش هستند. اینها به کمتر از ابطال "انتخابات" هم راضی می شوند. اینها دنبال راه و سازشی می گردند که اگر به ابطال " انتخابات" هم منجر نگردد، ماندن و سهم آنها را در حاکمیت جمهوری اسلامی را تضمین کند. اینها برای گرفتن امتیاز در همانحال که تلاش می کنند تا در صف فرماندهان سپاه پاسداران شکاف ایجاد کنند و بخش بیشتری از روحانیونی که از افراطی گری های احمدی نژاد به هراس آمده اند را با خود همراه نمایند، با کارت خیزش و اعتراضات توده ای مردم نیز بازی می کنند.

گزینه دوم این است که چنانچه به سازش و گرفتن تضمین های قابل قبولی دستیابی پیدا نکنند، راه تسلیم و تمکین به حذف کامل خود از حاکمیت جمهوری اسلامی را در پیش گیرند که این البته به معنای خودکشی سیاسی است، چون طبقه متوسط و طیف نیروهای لیبرال و اپوزیسیون هواخواه رژیم که دور آنها حلقه زده اند خاصیت موسوی و اطرافیانش را در این می بینند که در حاکمیت بمانند.

گزینه سوم تداوم سیاست پناه بردن به اعتراضات توده ای است. که البته این اعتراضات در تداوم خود رادیکالیزه می شود و هم اکنون نشانه هایی از رادیکالیزاسیون این اعتراضات وجود دارد. ترس و وحشت از روند رادیکالیزاسیون است که امکان تسلیم و یا سازش موسوی و طیف اصلاح طلبان حکومتی با جناح مسلط را بالا می برد.

از سوی جناح سپاه پاسداران تاکنون هیچ نشانه ای از سازش دیده نشده است. این جناح در تداوم جنایات و وحشیگری های تاکنونی و به گلوله بستن صف اعتراضات مردم با اقداماتی نظیر اخراج خبرنگاران خارجی، مسدود کردن همه خطوط اطلاع رسانی، دستگیری های گسترده، نظامی کردن خیابانها و میادین شهر و تهدیدهای مکرر، خود را برای سرکوب های خونین تر آماده می کند.  سپاه پاسداران که هنوز کارت اعلام حکومت نظامی و ممانعت از تجمعات چند نفره و منع عبور و مرور شبانه را هم در دست دارد می خواهد با سرکوب خونین خیزش توده های مردم دستاورد کودتایی را که انجام داده تثبیت کند.

اما آنچه روشن است حاد شدن کشمکش جناح های درون حکومت، تشدید بحران سیاسی، باز شدن پرونده قدرت سیاسی بروی جامعه، و آثار سیاسی و روانی که نمایش قدرت خیزش توده های مردم بر کل جامعه بر جای نهاده است موقعیت مناسبتری را برای پیشروی جنبش های اجتماعی فراهم آورده است. موقعیت جمهوری اسلامی به دوران قبل از این خیزش های توده ای بر نمی گردد. در نتیجه این تحولات جمهوری اسلامی بشدت ضعیف می شود،  در سطح بین المللی به انزوای بیشتری کشیده می شود، جایگاه اجتماعی خود را از دست میدهد و اساسا به نیروهای نظامی متکی می گردد، موقعیتی که می تواند بشدت گذرا و شکننده باشد.

 

جهان امروز: از نظر شما وظایف فعالین سوسیالیست جنبش های اجتماعی در قبال اوضاع کنونی و خیزش های توده ای مردم چیست؟

 

صلاح مازوجی: در اطلاعیه های حزب که تاکنون انتشار یافته اند سعی شده که خطوط اصلی جهت گیری های حزب در این رابطه  بیان گردد. قبل از هر چیز این را بگویم آنچه امروز بخشهای وسیعی از مردم را به خیزش کشانده است نه طرفداری از موسوی و خواست "ابطال انتخابات" بلکه خشم فروخورده از رژیمی است که سه دهه اختناق سیاسی، زندان و شکنجه و اعدام، و زیر پانهادن ابتدائی ترین حقوق انسانی را به مردم تحمیل کرده است. توده های مردم سرخورده از نتایج انتخابات و کودتای انتخاباتی که انجام گرفته در توازن قوای فعلی دفاع از موسوی و اعتراض به نتایج "انتخابات" را پوشش و مجرایی برای فوران خشم خود تشخیص داده اند. در همانحال موسوی و طیف های رنگارنگ اصلاح طلبان حکومتی با شناخت و آگاهی بر انگیزه هایی که مردم را در این ابعاد عظیم به میدان آورده است بسیار سازمانیافته تلاش کرده اند که این حرکت را در چهار چوب شعارها و اهداف محدود خود به کنترل در آورند. موسوی برای عقب راندن جناح احمدی نژاد و سپاه پاسداران به حضور کنترل شده مردم در خیابان ها نیاز دارد. جناح احمدی نژاد هم برای تثبیت دستاوردهای کودتایی که انجام داده برای سرکوب خونین مردم نقشه می ریزد.

یک ارزیابی عینی از روند رویدادها، شعارها و تاکتیک های اتخاذ شده تاکنونی علیرغم وجود نشانه های زیادی از رادیکالیزه شدن شعارها، بیانگر این واقعیت است که در فقدان یک رهبری رادیکال و انقلابی، این جریان  موسوی و طیف اصلاح طلبان هستند که رهبری و کنترل این حرکت را در دست دارند و از آن در جهت اهداف خود بهره برداری می کنند. همین نقطه ضعف خیزش توده ای اخیر است. موسوی و اصلاح طلبان حکومتی بنا به ماهیت طبقاتی، اهداف و تاریخی که پشت سر دارند صلاحیت و توان رهبری این جنبش را ندارند. اینها خود بخشی از ضد انقلاب حکومتی هستند، اینها خیزش توده های مردم را قربانی اهداف خود می کنند.

در شرایط کنونی آنچه سرنوشت این خیزش توده ای را تهدید می کند نبود و فقدان یک رهبری رادیکال و انقلابی است. موسوی و اصلاح طلبان که رهبری آن را بر عهده دارند خودشان بخشی از ضد انقلاب حاکم هستند. نباید فراموش کرد که انقلاب توده ای و سراسری سال 1357 در غیاب حضور متشکل و مستقل طبقه کارگر در صحنه سیاسی و فقدان رهبری انقلابی به شکست انجامید و سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی را بدنبال داشت.

فعالین سوسیالیست جنبش های اجتماعی با نقطه عزیمت از این واقعیت ها و بهره برداری از فضای سیاسی مناسب، رشد روحیه انقلابی و تشدید بحران سیاسی که در اثر کشمکش بالایی ها و خیزش توده های مردم بوجود آمده است باید به استقبال انجام وظایف خود بروند. روشنگری در مورد ماهیت کشمکش جناح های درون رژیم و ارزیابی واقعبینانه از روند اوضاع کنونی، آگاهی بر پیش شرطهای پیروزی مبارزات مردم از ملزومات اتخاذ سیاست سوسیالیستی در قبال اوضاع کنونی است.

محور این سیاست در قبال اوضاع کنونی تلاش فعالانه برای شکل دادن به آلترناتیو و قطب انقلابی و باز کردن جبهه سوم  در این شرایط است.

در شرایطی که خیزش توده های مردم ملزومات پیشروی خود یعنی رهبری انقلابی، سازمانیابی و استراتژی سیاسی روشنی پیش رو ندارد، جناح حاکم در رژیم جمهوری اسلامی در تلاش است که آن را به پای نبرد نهایی بکشاند. نباید گذاشت مردم بدون آمادگی به پای نبرد نهایی کشانده شوند.

اتخاذ سیاست درست در قبال این اوضاع می تواند به بیرون کشیدن مردم از زیر رهبری موسوی و طیف اصلاح طلبان حکومتی کمک کند و بسرعت زمینه شکل گیری قطب سوم و آلترناتیو انقلابی را فراهم آورد.

خیلی روشن باید به مردم گفت که شعار الله و اکبر نماد حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی است. سه دهه است که دسته های حزب الله و جندالله با  ندای الله و اکبر به صف اعتراضات مردم یورش می برند، سی سال است که با ندای الله و اکبر به شقیقه مبارزین و فرزندان همین مردم تیر خلاص می زنند، این شعار باید از اعتراضات مردم محو گردد.

لازم است برای خنثی کردن تاکتیک های موسوی و اصلاح طلبان و سیعا تلاش شود، نباید گذاشت بعد از سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی باز دوباره مساجد و تکایا به مراکز سیاسی تبدیل شوند، نباید گذاشت مراسم سوگواری های پی در پی با فرهنگ و رسوم مذهبی به ابزاری برای تداوم کنترل اعتراضات مردم تبدیل شود.

در تداوم این تلاشها طرح شعارها و مطالباتی که ریشه در رنج و محرومیت های سی ساله و کار و زندگی روزانه مردم دارد به میان مردم برد. خواست معرفی و محاکمه عاملین و آمرین کشتارها،  جدائی مذهب از دولت، لغو حجاب اجباری، آزادی بی قید و شرط سیاسی، آزادی زندانیان سیاسی، لغو مجازات اعدام، برابری زن و مرد و غیره . این شعارها که پیوند عمیقی با انگیزه های مردم معترض دارد و از مقبولیت اجتماعی و زمینه توده ای شدن برخوردار هستند، معنای روشنی از پیشروی و پیروزی را برای مردم به تصویر می کشد و تحقق هر کدام از آنها یکی از ارکان حاکمیت جمهوری اسلامی را متزلزل می کند. موفقیت در اشاعه این مطالبات و شعارها می تواند به شکل گیری آلترناتیو انقلابی و قطب سوم یاری رساند.

فعالین و پیشروان سوسیالیست جنبش کارگری، تشکل های کارگری و فعالینی که با ابتکار تشکیل هیئت برگزار کننده مراسم اول ماه مه و برگزاری این مراسم و قطعنامه ای که صادر کردند افق روشنی را پیش پای جامعه نهادند اکنون لازم است بسیار فعالانه به این اوضاع برخورد کنند. تردیدی نیست که اتخاذ سیاست سوسیالیستی در قبال این اوضاع و تعهد به انجام وظایفی که در این راستا بر دوش فعالین و پیشرون سوسیالیست جنبش کارگری قرار می گیرد می تواند بسیار موثر واقع شود. برای مثال بررسی امکان فراخوان یک اعتصاب عمومی بمنظور محکومیت کشتاری که رژیم جمهوری اسلامی درروزهای اخیر براه انداخته است، فراخوانی که طی آن به مردم هشدار داده شود که دنبال موسوی و اصلاح طلبان راه نیافتند، و مسیر پیشروی را نشان دهد، می تواند به شکل گیری قطب سوم کمک کند.  این انتظار از فعالین و پیشروان جنبش کارگری واقعی است چون طی چندین سال گذشته فعالین جنبش کارگری نقش پیشتازی داشته اند و هیچگاه وسوسه پروژه ها و وعده و وعیدهای پوچ اصلاح طلبان حکومتی نشدند. فعالین کارگری لازم است سریعا دست بکار شوند در هر مرکز تولیدی و کارخانه ای که زمینه را فراهم دیدند شوراهای کارگری، یا دیگر تشکل های کارگری را برپا دارند.

 

 برخی از ایدئولوگ های اصلاح طلبان حکومتی به این می بالند که توانسته اند گفتمان جریان فمنیسم اسلامی و فمنیسم لیبرال را یکی کنند و به یاری آنها بخشهایی از جنبش زنان را دنبال موسوی روان کنند. فعالین سوسیالیست جنبش زنان با آگاهی به اوضاع کنونی و در شرایطی که استراتژی اصلاح طلبان حکومتی و طیف لیبرال ها  مبنی بر اصلاح رژیم و بهبود موقعیت زنان در این چهارچوب پوچی خود را به اثبات رسانده و شعارها ی آنها بسرعت رنگ می بازد، لازم است تلاش گسترده ای را برای بیرون آوردن جنبش زنان از زیر رهبری اصلاح طلبان حکومتی بعمل آورند. ضروری است که صف مبارزه زنان را بسرعت متشکل کنند و این جنبش را به یک پای  شکل گیری آلترناتیو انقلابی و قطب سوم تبدیل نمایند.

در جنبش دانشجویی فعالین سوسیالیست و چپ لازم است مطابق نیاز این دوره بسرعت صفوف خود را از پراکندگی بیرون آورند و با اتکا به تشکل و سازمانیابی خود و استراتژی روشنی که دارند نگذارند که دفتر تحکیم وحدتی ها جنبش دانشجویی را به نیروی ذخیره جنگ جناح ها تبدیل کنند.

در این شرایط بسیار حیاتی و ضروری است که فعالین و پیشروان جنبش های اجتماعی در سطح سراسری ارتباط و پیوند نزدیکی با هم داشته باشند.

 

جهان امروز: در این روزها در حالی که خیزش توده ای تهران و برخی دیگر از شهرهای ایران را فرا گرفته است، در کردستان خبری از خیزش مردم در ابعاد توده ای نیست. با توجه به توقعاتی که از کردستان و جود دارد، این چدیده را پگ.نه توضیح می دهید.

 

صلاح مازوجی: خودتان اطلاع دارید که مردم کردستان در ابعادی وسیع نمایش انتخابات ریاست جمهوری را تحریم کردند و به پای صندوق ها نرفتند. نباید از بیان این واقعیت این نتیجه را گرفت که بنابراین مردم کردستان به خیزش این دوره که  تحت رهبری موسوی و با خواست "ابطال انتخابات" و "موسوی موسوی رای ما را پس بگیر" آغاز شد کاری ندارند. می خواستم از تاکید بر این واقعیت استنتاج سیاسی و تاکتیکی مشخصی را مطرح کنم. مردم کردستان سی سال است که با کلیت رژیم جمهوری اسلامی مخالفند، جنبشی را برای دستیابی به مطالبات برحق شان برپا داشته اند و سه دهه است که با این رژیم به اشکال مختلف مبارزه کرده اند، مبارزه مسلحانه یکی از ارکان مبارزه این مردم بوده است. اصلاح طلبان حکومتی حتی در دوره ریاست جمهوری خاتمی که در حاکمیت برو بیایی داشتند نتوانستند در صف مبارزه مردم علیه کلیت رژیم شکافی ایجاد کنند، نتوانستند با اتکا به مهره ها و امکانات وسیعی که داشتند جنبش انقلابی کردستان را از محتوای انقلابی خالی کنند و آن را به زائده جدال و کشمکش جناح های درون رژیم تبدیل کنند. مردم کردستان از دوره خاتمی هم با سرافرازی عبور کردند.

روشن است که مردم کردستان با این سابقه ای که دارند در این شرایط به تجارب گذشته خود پشت پا نمی زنند. دنبال موسوی روان نمی شوند و به سیاهی لشکر جنگ جناح های رژیم تبدیل نمی شوند. مردم کردستان اگر در این شرایط به میدان آیند پوشش رهبری موسوی و خواست ابطال انتخابات را ندارند. بنابراین مردم کردستان اگر در این شرایط مشخص با خواست و مطالبات محدود هم به تاکتیک خیزش خیابانی روی آورند، رژیم بلافاصه و در شرایطی که مردم آمادگی لازم را ندارند نبرد نهایی را به مردم تحمیل می کند. راست است که وضعیت رژیم کاملا بحرانی است اما نباید قدرت سرکوب آن را دست کم گرفت. اگر نیروهای سرکوبگر رژیم هنوز بطور کامل و مطابق میل فرماندهانشان به تیرندازی به صفوف مردم در تهران توجیه نشده و عادت نکرده اند اما سی سال است به مغز این نیروها فرو کرده اند که در کردستان ضد انقلاب بر قلب و روح مردم حاکمیت می کند. با توجه به حساسیت اوضاع  کردستان رژیم با تداوم ملیتاریزه کردن آن ظرفیت های سرکوب خود را ارتقا داده است.

با اینحال جنبش انقلابی کردستان در این شرایط نه تنها دست روی دست نمی گذارد بلکه با دخالت آگاهانه خود به شکل گیری یک آلترناتیو انقلابی و باز کردن جبهه سوم مبارزه در سراسر ایران کمک می رساند. برای نمونه در شرایط کنونی اتخاذ تاکتیک اعتصاب عمومی، سراسری و هماهنگ در تمام شهرهای کردستان به نشانه محکومیت  کشتار و جنایات رژیم جمهوری اسلامی در مقابله با مردم بی دفاع ، می تواند مورد بررسی فعالین جنبش های اجتماعی در داخل شهرهای کردستان قرار گیرد، شاید این تاکتیک بتواند  زمینه را برای برداشتن گامهای بعدی آماده کند.

در کردستان، جنبش کارگری با مطالبات روشن طبقاتی، سنتهای مبارزاتی پیشرو، تاریخچه ای از مبارزه برای برگزاری مراسم اول ماه و موقعیت پیشتازی که از آن  برخوردار است، جنبش زنان با 8 مارس هایش، با آگاهی به حقوق خود و تجاربی که در مبارزه علیه فرهنگ ارتجاع مذهبی و مرد سالاری کسب کرده است، مبارزه جوانان تشنه آزادی، اینها همه بخشی از جنبش سراسری  هستند. فعالین و پیشروان سوسیالیست این جنبش نه تنها خود را در قبال اوضاع کنونی بی وظیفه نمی دانند بلکه خود را همسنگر و همرزم فعالین و پیشروان سوسیالیست جنبش های اجتماعی در سراسر ایران برای شکل دادن به آلترناتیو انقلابی و قطب سوم مبارزه می دانند.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 16:55  توسط هامون  |