تبليغاتX
آزادی برابری

آزادی برابری

آزادی زنان آزادی جامعه است

 

"انتخابات" و ١میلیون امضاء (چند گام به عقب)

 

 

مرجان افتخاری

٢٥ مه ٢٠٠٩

 

بطور طبیعی هر حزب، سازمان و یا گروه سیاسی وظیفه دارد در مقابل مسائل و حوادث سیاسی واکنشی مناسب بر اساس نظرات و برنامه خود داشته باشد. و باز تا آنجا که امکانات، فضا و شرایط به او اجازه میدهد از فرصتها استفاده کرده و نه تنها نظرات و برنامه خود را در بین توده های مردم تبلیغ کرده بلکه میتواند با هوشیاری برای سازماندهی و تشکل نیروها هم قدم هائی بر دارد. از این زاویه به بررسی مختصر شرایط "انتخابات" در ایران، موضعگیری و بر خورد ١ میلیون امضاء که یکی از شرکت کنندگان ائتلاف در "همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات" است میپردازم.

در کشور ما "انتخابات" به معنی مشارکت مستقیم مردم در تعین سرنوشت خود، در تعین فرد یا افرادی که خواستها و مطالبات آنها را عملی سازند وجود خارجی نداشته و ندارد. شکل هیرارشی قدرت، ولایت فقیه، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام از همان ابتدا این حق طبیعی را از مردم سلب میکنند. اساسا در هیج رژیم و نظام مذهبی مفاهیمی مانند "انتخابات" و" آزادی انتخاب" وجود ندارند. ولی از آنجائی که مذهیبون و در راس آن خمینی در مقابل مشروطه سلطنتی مجبور شد "جمهوری" را انتخاب کند موضوع انتخابات هم به آنها تحمیل شد و تا همین امروز بصورت نمایشنامه ای که بازیگران آن دائما تکرار میشوند ادامه پیدا کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 5:32  توسط هامون  | 

٨ مارس و آلترناتیو رهایی بخش

ادریس دژبند

برخلاف تصورات واهی بر اینکه زنان در طول جامعه بشری همواره زیردست مردان بوده اند باید به این نکته اشاره کرد که نه تنها این خیال اندیشه ی باطلی می باشد بله ستم به زن از زمانی شروع می شود که جامعه به طبقات تقسیم شده است همان طور که انگلس در کتاب ارزشمند خود "دولت" می نویسد:

 اولین طبقاتی متقارن است با ستم جنس مذکر به مونث. در طول جامعه ی طبقاتی ستم به زن براساس منافع طبقه ی حاکم تغییر پیدا می کند. در نظام سرمایه داری طبقه ی حاکم با فرستادن زن به پستوی خانه در سرد این برآمد که زن با نقش باز تولید کردن نیروی کار همسر خویش، و ایجاد ارتش ذخیره ی صنعتی به منافع سرمایه در ایجاد ارزش افزوده نقش آفرینی کند. در اینجاست که زن باز هم همچون جوامع طبقاتی ما قبل سرمایه داری جنس دوم شده وسرمایه دار از این امر استفاده کرده تا باکار یکسان زن و مرد در کارخانه به زن دستمزد کمتری بدهد، چون جنس دوم است. زن نه تنها درجامعه ی سرمایه داری اسیر وتحت ستم نظام موجود می شود بلکه نظام سرمایه داری با ترویج فرهنگ مردسالاری (برای بهبود کسب ارزش افزوده ی خویش) زن را در خانه نیز تحت ستم قرار می دهد. در کشورهایی که مذهب در آنها نقش بسزایی دارد زن نه تنها از روابط تولیدی-اقتصادی حاکم رنج می برد بلکه مذهب نیز خود عاملی در تشدید این ستم تلقی می شود. مذهبی که خود در باز تولید و ترویج هر چه بیشتر نظام مردسالاری نقش ایفا می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 11:10  توسط هامون  | 

جنبش رادیکال طبقه ی کارگر بستر ساز جنبش زنان

 

شیوا سبحانی

مارس 2009

 

اگرچه مردسالاری سلطه طلب که مبتنی است بر مالکیت خصوصی تقدیس شده، درطول تاریخ قریب به هشت هزارساله ی خود کوشیده  است مقاومت و مبارزات زنان را انکار کند و یا کم رنگ و لوث جلوه دهد، اما واقعیتهای متضاد و عملکردهای زنان بیان گر شکل دیگری از حضور آنان است. نقش چشمگیر زنان در انقلابات دوره های مختلف انکار ناپذیر است اما باید دید خود این انقلابات چرا آنگونه که بایسته است به خواست و مطالبات زنان حتی در چهارچوب مطالبات دموکراتیک بورژوازی پاسخی در خور نداده اند. انقلاب فرانسه، انقلاب اکتبر، انقلاب مشروطه و انقلاب سال57 ایران دست کم از این منظر قابل بررسی اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 1:35  توسط هامون  | 

همکار تریبون زن «ادریس دژبند» گفتگوهایی را فرشته معارفی پور؛ ژیلا عباسی و چیا قادری ترتیب از پیشمرگان کومه له، بعمل آورده است که ملاحظه می کنید. در این مصاحبه ها سعی شده شکل محاوره ای آن محفوظ باشد.

مصاحبه با فرشته معارفیشما قبل از اینکه پیشمرگ کومله و حزب کمونیست ایران باشید چه کاره بودید و زندگیتان چطور پیش میرفت؟

فرشته : بنده خانه دار و مجرد بوده و در شرایط مالی بدی بسر میبردیم فقر مالی بر روحیات من و خانواده ام تاثیر بسیار ناخوشایندی داشت و از طرف دیگر به دلیل حاکم بودن فرهنگ ارتجاعی اسلامی و سرمایه دارانه که در جامعه وجود داشت طبعا خانواده ما هم جدا از این جامعه نبود، کوچکترین آزادیها از طرف خانواده از ما سلب می شد ، هر چند واقف بودم که خانواده ما نیز قربانی این فرهنگ ارتجاعی حاکم بر جامعه بود به همین دلیل جلو رشد استعدادهای ما گرفته میشد .

چرا پیشمرگ شدید و چطور با کومله آشنا شدید؟

فرشته : همانطورکه درجواب سوال قبل گفتم هر چند فرهنگ ارتجاعی بر خانواده ما هم تاثیر خودش را گذاشته بود ولی با وجود این هم به دلیل سیاسی بودن براردانم تا حدودی فضای خانوادی ما سیاسی بود { یکی از برادرانم} که با کومله و حزب کمونیست ایران آشنایی کامل داشت و با افراد مختلف با گرایشات چپ و رادیکال در ارتباط بود و آنهارا به منزل دعوت می کرد و به بحث و گفتگو بر سر مسائل مختلف می پرداخت ما نیز تحت تاثیر تفکرات انسانی مارکسیسم شدیم .

چه مدت است در کومله و حزب کمونیست فعالیت داری ؟

فرشته : من از گذشته با کومله آشنا بودم ، خط چپ ورادیکال کومله را می شناختم اما مدت فعالیت من دراین سازمان که شاخه ی کردستان حزب کمونیست ایران است مدت کوتاهی میباشد یعنی به چند ماه گذشته برمیگردد .

آیا در چارچوب تشکیلات شما تفاوتی در زمینه کارهای تشکیلاتی بین زنان و مردان مشاهده می کنید؟

فرشته : نخیر اختلافی وجود ندارد اساس کار تشکیلاتی ما بر چارچوب نظری حزب کمونیست ایران بنا نهاده شده و رهبری تشکیلات نمی تواند جدا از اصول و پرنسیبهای اعتقادی خود عمل کند

عرصه فعالیت شما در این تشکیلات چیست؟

فرشته : فعالیت ما شامل دو بخش است . سیاسی و نظامی ما در این تشکیلات به عنوان مبلغان و پیشروان مارکسیست بیشتر توان خود را صرف کار سیاسی و ارتقا اگاهی خود می کنیم ما کارهای روزانه خود و کارهای تشکیلاتی که به ما واگذار میشود را با کمال میل و با روحیه انقلابی انجام میدهیم که این کارها شامل کار حفاظتی و غیره می باشد

کمی از وضعیت زنان در کومله و حزب کمونیست ایران صحبت کنید.

فرشته : زنان در کومله و حزب کمونیست از هر نظربا مردان برابر بوده و دلایل و عواملی که باعث تبعیض در جامعه میشود که همانا تبعیض و نابرابری اقتصادی و غیره می باشد در کومله و حزب کمونیست ایران نه تنها وجود ندارد بلکه اساس کارمبارزه علیه بی عدالتی و مبارزه برای بوجود آوردن جامعه ای که در آن زن و مرد برابر باشند. به همین دلیل ساده در تشکیلات ما کسی نمیتواند حقوق زنان را به خاطر جنسیت آنها زیر پا بگذارند و اگر چنین عملی از طرف مردان نسبت به زنان صورت پذیرد ما اجازه نخواهیم داد.

از نطر شما زنان در جامعه با چه معضلاتی روبرو هستند؟

فرشته : معضلات بی شماری ، اما از نظر من اساسی ترین که معضلات دیگر را به همراه میاورد برابر نبودن زنان با مردان از لحاظ اقتصادی است که زنان را عملا به گوشه آشپزخانه برده و از وارد شدن آنها به جامعه و بازار کار جلو گیری به عمل میاورد

از نظر شما معضلاتی که زنان در جامعه بخصوص ایران با آن دست به گریبانند کدامها هستند فرهنگ، مذهب، سنت...؟

فرشته: از نظر بنده اساسی ترین عامل نظام سرمایه داریست که تمام این موارد و موارد دیگر را برای بیشتر استثمار کردن و به زیر سلطه در آوردن زنان و توده ها از این عوامل بهره میگیرند بنده تا آنجایی که خود این فشار ها را حس کرده ام، بیشترین فشار را از جانب مذهب و سیستم ارتجاعی حاکم بر زندگی خود و هم سرنوشتانم را دیده ام و چشیده ام ، مذهب نقش بسیار مخرب و ارتجاعی در زندگی ما زنان داشته است ، اما عمده کردن مذهب به عنوان یک سنت ارتجاعی رژیم حاکم که زندگی ما زنان را به یک جهنم تبدیل کرده است بدان معنا نیست که ما نقش دیگر عوامل نظام سرمایه داری را نادیده بگیریم.

از نظر شما راههای مبارزه با معضلاتی که زنان با آن روبه رو هستند کدامند؟

فرشته : به نظر من راههای مختلفی وجود دارد ولی اساسی ترین راه متشکل شدن زنان در تشکلهای توده ای خود و پیوند زدن جنبش زنان به جنبش طبقه کارگر و احساس هم سرنوشتی با کارگران ، زحمتکشان و سایر جنبشهای رادیکال اجتماعی مانند جنبش دانشجوی و جوانان است

تا چه اندازه از وضعیت جنبش زنان مطلع هستید؟ منظور از گرایشات مختلف در درون جنبش زنان است ؟

فرشته : من تا حدود زیادی از طریق نشریات دانشجوی و رسانهای گروهی احزاب اپوزیسیون با گرایشات مختلف موجود در جنبش زنان آشنای داشته ام گرایشاتی مانند چپ ،لیبرال، فمینیزم اسلامی، و...... آشنای داشتم به عنوان مثال با کمپین یک میلیون امضا و گرایش لیبرالی و اصلاح طلبانه آن آشنا بودم اما خوشبختانه با قدرت گیری دوباره چپ در دانشگاهها و جامعه در یک دو سال اخیر ما شاهد بر گذاری 8 مارسهای سرخ در تهران و بیشتر شهرهای کردستان بوده ایم و خوشبختانه این روال در حال اوجگیریست

با سپاس رفیق فرشته ازاین که وقت خود را در اختیار ما گذاشتی موفق باشی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:11  توسط هامون  | 

در زندانهای جمهوری اسلامی

مینا فرخنده

 به نقل از به پیش شماره 32 یکشنبه 31 شهریور 1387، 21 سپتامبر2008

                                                  

 

از زندان های رژیم سرمایه جمهوری اسلامی، از شکنجه ها، و اینکه چه فرقی با زندانهای زمان شاه، یا با زندانهای دیگر کشورها دارد، از دردها و آمالی که زندانیان متحمل شده اند بسیار گفته شده. من تا آنجا که امکان داشته باشد سعی می کنم که از تکرار بپرهیزم و قصدم بازگو کردن تجارب شخصی خودم است و مثل همه آن کسانی که از تجارب شان در زندانها گفته اند، من هم  به این امید هستم  که شاید گفتن این تجارب کمکی باشد به مبارزه برعلیه رژیم سرمایه جمهوری اسلامی. در آغاز لازم می دانم بگویم که همه برخورد های من درزندان ناشی از موقعیت و طرز دستگیر شدن، برداشت هایم وبا درنظر گرفتن آن شرایط  بوده و حتما اگرمن در شرایط دیگری و با موقعیت دیگری دستگیر می شدم، بالاجبار می بایست روش های دیگری برای مقابله  بکارمی بردم.             

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 21:52  توسط هامون  | 

نگاهی به پدیدۀ ختنه دختران  

 

 

 نوشته: روناک فرج رحیم    

                   ترجمه: بیژن رنجبر

 

·  یادداشت مترجم

سالها پیش با مطالعه کتاب "چهره عریان زن عرب" اثر ارزندۀ نویسنده و فمینیست شهیر مصری نوال سعداوی، با پدیده شنیع وغیرانسانی ختنه دختران در جوامع زیر نفوذ اسلام آشنا شدم. نوال سعداوی دراین کتاب به سرنوشت دردناک و تلخ دخترکان معصومی اشاره می کند که همه روزه در جوامع مسلمان، قربانی آداب و سنن وحشیانه اسلامی و فرهنگ بر آمدۀ آن ازعصر بی ترحم برده داری می گردند، دخترکان بی پناهی که تنها به دلیل نوع جنسیت شان، ناگزیر از تحمل همه نوع شکنجه جسمی و آزار جنسی، ضمن فرو خوردن حس حقارت روانی و اجتماعی به اشکال گوناگون، درعرصه های متعدد زندگی دراین نوع جوامع هستند.

درجوامع اسلامی، همواره زنان پیشاپیش سایر قشرها و گروه های اجتماعی، باید به عنوان اولین قربانیان فرهنگ منحط، سنت های ارتجاعی و نیز قوانین زن ستیز و ضد بشری ملهم از آیین اسلام به حساب آینــــــــد. دراین جوامع موازین اکید و قوانین مذهبی سختگیرانه ای به منظور کنترل احساسات و رفتارهای جنسی زنان وجود دارد، که علت و ریشه آن را در تقدس اصل مالکیت خصوصی در نگاه فقه و سنت اسلامی و تأکید بر اصل شفافیت تبار میراث خواران ثروتی که از پدر به فرزندان منتقل می گردد ــ که درضمن دو نقطه الحاق و پیوند اسلام با سرمایه داری نیز هستند ــ باید جستجو نمود. به همین دلیل اسلام، شکل تک شوئی خانواده را که در قالب آن یک مرد می تواند همزمان چند زن در اختیار داشته باشد، مورد تأکید قرار می دهد، درحالیکه فاقد کمترین بردباری در برابر آن شکل تاریخی از خانواده است، که تا قبل از پیدایش نهاد مالکیت خصوصی، در چهارچوب آن یک زن قادر بود همزمان چند شوهر اختیار کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 18:41  توسط هامون  | 

                عروسی با ستم در قانون شريعت

 

 

در روند جايگزينی ,جنگ سرد, با ,جنگ تمدن ها,، مثل اغلب مصائب ديگر اجتماعي، زنان در صف نخست قربانيان قرار گرفتند. جنگ سرد برای مردم جهان عواقب سنگينی داشت، اما نقش برجسته نيروهای سکولار، دمکرات، چپ و سوسياليست در جنبش های آزادی خواهانه و استقلال طلبانه، عليرغم همه ضعف هاو خطاها و اشتباهات، اين حسن را داشت که بر حقوق برابر و آزادی زن تکيه ميکرد. هرچند در عمل کاستی ها فاجعه بار بود، اما همان پذيرش اصل برابری زن و مرد و لزوم آزادی زن از بار ستم مردسالاري،و تبليغ و ترويج و آموزش اين ايده و برخی گام های عملی کافی بود که تاثير خود را برجای بگذارد. نبايد فراموش کرد اين دوره ای بود که قدرت های جهانی و محلي، استبدادی يا دموکراتيک با نيروهای مذهبی مستقيما يا غير مستقيما، علنا يا مخفيانه، متحد يا موتلف می شدند واز تبليغات آنها در جلوگيری از گسترش به اصطلاح , فحشاء,، ,بی بند وباری,، ,اشتراکی کردن زن,، ,نابودی بنيادهای خانواده, سود می جستند. در پشت اين تبليغات و در زمينه اين ائتلاف علنی يا مخفيانه البته اکراه يا ترس مشترک از فروريختن نظام مردسالاری و پدرسالاری خود را پنهان کرده بود. اين ترس و اکراه به حدی بود که بعد از جنگ اول يک سری قوانين به نام حمايت از خانواده يا در حوزه های اقتصادي، در سطح جهانی و ملی تصويب شد تا از روندی فروپاشی برخی مفاهيم سنتی که با شتاب پيش می رفت جلوگيری کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 1:16  توسط هامون  | 

نگار نجفی: هر مسئله‌اي سياسي است

     
۰۵ تير ۱۳۸۷
Wednesday, 25 June 2008

negar.najafi@gmail.com This e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it

دقيقا خواسته‌ام عنوان بالا شما را به شعار فمينيست‌هاي موج دوم - امر شخصي سياسي است -  ارجاع دهد كه در 1969 توسط كارول هانيش مطرح شد. اين شعار گامي بود در راستاي فراوري از تمايز حوزه‌ي خصوصي و عمومي، براي بهبود وضعيت مبارزات زنان. اما آن‌چه كه من با طرح اين شعار در نظر دارم چيز ديگري است، اما شايد نه چندان متفاوت. من مي‌خواهم به مسيري اشاره كنم كه يك نظام تماما فاشيستي، در طي ِ آن، گور خود را مي‌كَنَد.

در ايران، شما حتا اگر تقاضايي كاملا صنفي داشته باشيد، اعتراض شما، يك اعتراض سياسي است. شما هزينه‌ي يك اعتراض سياسي را پرداخت مي‌كنيد. اگر مشكلي حقوقي داشته باشيد و آن نتيجه‌ي سهل‌انگاري، خطاكاري يا كوتاهي يك دستگاه دولتي باشد، اگر بخواهيد شاكي باشيد، يك شاكي ِ سياسي خواهيد بود. اگر به لغو مجز كتاب‌تان اعتراض كنيد، به كساني اعتراض كرده‌ايد كه در حوزه‌ي فرهنگ سياست‌گذاري مي‌كنند، بنابراين اعتراض شما سياسي خواهد بود. همه چيز به نوعي با سياست عجين شده است و شما در همه چيز، بالاخره يكجا با سياست شاخ به شاخ خواهيد شد و اين غيرقابل پيشگيري است. نهايت – كميك – ماجرا آنجاست كه شما مي‌گوييد چه هواي گرمي، شما را مي‌گيرند و مي‌برند، چرا كه يك شعار سياسي داده‌ايد! بنابراين تعجب نكنيد از اين‌كه اگر دانشجويان به غذاي سلف دانشگاه‌شان اعتراض مي‌كنند، با آن‌ها به مثابه‌ي يك خاطي ِ سياسي برخورد مي‌شود؛ يا زماني كه مي‌خواهند فلان مسئول‌شان را به دليل كم‌كاري يا فساد تغيير دهند. همه‌ي اين‌ها به طرز مرموز اما وحشيانه‌اي سياسي شده‌اند.

به‌راستي چگونه است كه همه‌ي اين مسائل سياسي مي‌شوند؟ و از همه مهم‌تر چگونه است كه اين سياسي شدن هميشه در نظام‌هايي اتفاق مي‌افتد كه از هر امر سياسي و از هر مسئله‌ي سياسي شده‌اي به شدت واهمه دارند؟ يا به عبارتي چرا تنها در نظام‌هاي سركوبگر اين اتفاق مي‌افتد؟

شايد اين مسئله به خصلت پارانويايي نظام فاشيستي و سركوبگر برمي‌گردد. نظام پارانوييد، همواره خودش ترس‌هاي خودش را توليد و بازتوليد مي‌كند. يادمان نرود كه در پارانويا، هر امر بيروني‌اي، تاييدگر ِِ آن چيزي است كه در درون مي‌گذرد. و اين‌گونه است كه نظام پارانوييد، پارانوياي ِ خودش را گسترش مي‌دهد. بنابراين اگر شما به فرد پارانوييد، سلام كنيد، او حتا سلام ِ شما را به منزله‌ي سوء نيت ِ شما نسبت به خودش تعبير مي‌كند. دقيقا همين مسئله در يك نظام پارانوييد اتفاق مي‌افتد. يك پادشاه ستمگر مي‌تواند در يك روز تمامي نزديكان‌اش را سر ببُرّد، چرا كه براي او نوازش‌هاي همسرش نيز مي‌تواند خبر از توطئه‌اي بدهد كه در كار است. شما همه‌ي اين قضايا را مي‌توانيد در مورد حكومت ايران بسط دهيد.

حكومت ايران يك نظام شديدا پارانوييد است، هرچند امروزه كمتر حكومتي را مي‌توان يافت كه دچار پارانويا نباشد. شما نگراني حكومت امريكا از نفوذ كمونيست‌ها را به خاطر بياوريد، كه به تصفيه‌ي خشونت‌بار تمامي عرصه‌ها انجاميد، و آن را با ترس امروزش از گسترش تروريسم مقايسه كنيد! به اين فهرست مي‌توانيد ترس مسئولين فرهنگي، يا جمع كثيري از مثلا نخبه‌گان كشور خودمان را از تهاجم فرهنگي اضافه كنيد. آن‌ها هميشه مي‌ترسند چرا كه فرهنگ بيگانه در كمين ِ جوانان ِ ماست. رييس جمهور ما بيشتر از اين‌كه از ناكارآمدي دولت‌اش بترسد (كه حقيقت دارد) از اين مي‌ترسد كه دزديده يا ترور شود (آيا واقعا حقيقت دارد؟). در مقابل، براي غرب هم ايران ِ هسته‌اي چرا ترسناك نباشد! هر چيزي مي‌تواند زمينه‌ي خوبي براي ترسيدن باشد. مكاني براي تخليه‌ي انرژي‌هاي (ساديستي ِ) دروني كه فرافكنده شوند. اما نهايتا علي رغم تلاش آن‌ها، اين انرژي‌ها دوباره به درون‌شان باز مي‌گردد.

بنابراين دولت ايران به عنوان يك حكومت پارانوييد، دست به سركوبگري مي‌زند، و در واقع پارانوياش را به سادوپارانويا ارتقاء مي‌دهد. ترس بيش از اندازه‌ي او از سرنگوني، باعث مي‌شود كه همه را در صدد ِ آسيب رساندن به خود ببيند. و اين‌گونه است كه هر حركتي را به نوعي با ماهيت خود درگير مي‌پندارد و هر اعتراضي را اقدامي بر عليه خود مي‌داند و با خشونت وارد عمل مي‌شود. اما من مثل (اصلاح‌طلبان و) اغلب كساني كه سياسي شدن ِ همه چيز را بد مي‌دانند، به اين مسئله اعتقاد ندارم. چرا كه اين پديده، اضمحلال ِ نظام پارانوييد را نشان مي‌دهد. نهايت ِ آن هم آنجاست كه اين نظام شروع مي‌كند از خودش بترسد، اتفاقي كه در ايران افتاد و هنوز هم جا براي پيشرفت دارد. حكومت، اپوزيسيون را كه بخشي از خودش بود از بين برد. اين نهايت ِ پارانوياي يك نظام است كه بر عليه خود وارد عمل مي‌شود و در واقع شروع مي‌كند به آسيب رساندن به خود. اين مرحله‌اي است كه سادوپارانويا را با مازوخيسم پيوند مي‌زند. اين كه همه چيز سياسي باشد، شايد در وهله‌ي اول به نظر برسد كه مي‌تواند سركوب مردم را در همه‌ي ابعاد توجيه كند؛ اما از طرف ديگر به اين مي‌انجامد كه حركت در هر بعدي به رويارويي با نظام منجر شود، اين نكته‌ي بسيار مهمي است كه از نظر من مي‌توان آن را مثبت تلقي كرد. چرا كه با كاهش محدوده‌ي خصوصي و غير سياسي، همه‌ي مناسبات، تعلقات، كنش‌ها و خلاصه همه چيز به عرصه‌ي عمومي و در نتيجه سياسي منتقل مي‌شود. نتيجه‌ي اين انتقال چيزي نيست جز انقلابي شدن ِ جامعه، كه چه بسا شايد به سرنگوني مناسبات كنوني قدرت در ايران بينجامد.

بنابراين در هر اعتراضي، به جاي اين‌كه به غير سياسي بودن ِ عمل خود اصرار كنيم، بايد به سياسي بودن ِ آن تصريح كنيم. ما بايد آگاهانه به سياسي بودن ِ كنش خود تاكيد كنيم، ولو اين‌كه اعتراض ما تنها يك اعتراض صنفي باشد. اين مسئله باعث مي‌شود كه پارانوياي نظام تشديد شود و با سرعت بيشتري به جايي بينجامد كه ديگر نظامْ تنها در مقابل مردم نيست، بلكه ديگر در مقابل خودش قرار گرفته است. آن‌جاست كه ساديسم‌اش را متوجه‌ي مازوخيسم ِ خودش مي‌كند (دوباره به درون ِ خودش بازمي‌گردد) و از درون متلاشي مي‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 13:35  توسط هامون  | 

ستم مضاعف بر کدام زنان و چرا؟

 

 

 

تعریف و شناخت فوق نیز صرفاً از روی کتاب به دست نیامده است بلکه از زندگی کارگران و زحمتکشان می توان نمونه های فراوانی را ذکر کرد که اشکال مختلف ستم مضاعف بر زنان در میان زحمتکشان را نشان داد. زندگی روزمره هزاران زن متعلق به طبقه زحمتکش جامعه، حاکی از این واقعیت است. برای ملموس تر شدن موضوع میتوان به نمونه مشخص زیر توجه کرد :

"توران در سال 1334 بدنیا آمد. اولین فرزند یک خانواده زحمتکش بود. پدر او در یک کارخانه تولیدی جوراب کار می کرد. 9 فرزند دیگر پس از او بدنیا آمدند. او همراه مادرش می بایستی مسئولیت نگه داری خواهر و برداران کوچکش را بعهده بگیرد. فرزندان پسر هیچ دخالتی در کارهای خانه نداشتند. توران هرگز به مدرسه نرفت و در سال 1349 در حالی که 15 سال بیشتر نداشت ازدواج کرد. بعد از ازدواج همراه با همسر، مادرشوهر و برادرشوهرش زندگی می کرد. همسرش یک کارگر ساده بود که در یک انبار چای به بسته بندی چای اشتغال داشت. کارش بسیار طاقت فرسا بود و آخر ماه درآمد ناچیزی دستش را می گرفت. توران علاوه بر عهده دار بودن امور خانه، با بسته بندی آبنات و درآمد ناچیزی که از قبال این کار بدست می آورد در تامین نیازهای اقتصادی خانه نیز شریک بود. توران بارها از طرف برادرشوهرش مورد اذیت و آزار قرار می گرفت و در خطر تجاوز از طرف او بود. بخاطر حفظ آبرویش جرات بازگو کردن حقایق زندگی اش را برای کسی نداشت. اما همسایه ها بارها او را در حال فرار از دست برادرشوهرش در پشت بامها دیده بودند. توران حتی یکبار قصد خودکشی کرد و با پرت کردن خود به بیرون از میان پنجره اتاقش سعی کرد تا شاید با کشتن خود از این وضعیت رقت انگیز نجات پیدا کند اما موفق نشد. بارها شوهر و مادرشوهر و برادرشوهرش او را به باد کتک گرفتند. امکان طلاق برایش وجود نداشت. مدتها دچار مشکلات روحی بود. کمی که بزرگتر شد خیلی پیرتر از آنچه که بود بنظر می آمد. 6 فرزند بدنیا آورد. 3 بار سقط جنین کرد، آن هم به روش خانگی."

نمونه فوق تنها به خاطر هر چه بیشتر ملموس شدن شرایط زندگی زنان متعلق به طبقه کارگر و زحمتکشان آورده شد. بطور کلی شرح وضعیت زنان متعلق به طبقه زحمتکش و کارگر می تواند مثال های بارزی برای درک مفهوم ستم مضاعف بدست دهد. معنای ستم مضاعف همانطور که خود بیانگر است شامل حال کسانی است که تحت ستمی دوچندان قرار می گیرند. حال باید دید که آیا بر زنان متعلق به طبقه سرمایه دار نیز ستم مضاعف وارد می شود؟ اگر وضعیت زنان کارگر را با زنان متعلق به طبقه سرمایه دار مقایسه کنیم می بینیم که زنان سرمایه د ار و یا متعلق به این طبقه نه تنها هرگز تحت استثمار و فشارهای اقتصادی نیستند بلکه خود عامل ستم و استثمار می باشند و از این زاویه دره عظیمی زنان متعلق به این دو طبقه متضاد را از همدیگر جدا می سازد. دره ای که هرگز قابل پرشدن نیست تا بتوان ستمدیده و ستمگر رابه صرف این که هر دو زن هستند، در کنار هم قرار داد. درست به همین خاطر است که بکاربردن کلمه ستم مضاعف برای بازگو کردن شرایط زندگی زنان طبقه سرمایه دار غلط و بیجا است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 14:19  توسط هامون  | 

زنان زحمتکش ایرانی در عرصه کار و تولید

                                                                                                             - آذر درخشان

 

به مناسبات فرا رسیدن ماه مه یک بار دیگر اقدام به درجه این مقاله کردیم. در این مقاله با موقعیت زنان زحمتکش  ایرانی در عرصه کار و تولید آشنا می شویم.

 

درباره كاراكتر ستم بر زنان در ايران

 

سخنراني آذر درخشان در دهمين كنفرانس بين المللي بنياد پژوهشهاي زنان ايراني ـ مونترال كانادا، ژوئيه 9991

سخنرانيم را با درود به زناني كه عليه افكار، عقايد، سنن و روابط عقب مانده شوريدند، آغاز مي كنم. بويژه زنان شورشگري كه فعالانه و شجاعانه در ميدانهاي گوناگون نبرد شركت كردند و جان خود را در مبارزه عليه رژيم زن ستيز جمهوري اسلامي از كف دادند. و درود مي فرستم به همه زنان و مرداني كه در گوشه و كنار جهان هر شكلي از ستم و استثمار را به مصاف طلبيده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 23:14  توسط هامون  | 

 

روناک آشناگر مارس 2008

امسال گرامیداشت 8 مارس روز جهانی زن وارد صدمین سالروز خود می شود. 8 مارس یک روز در سال است و تکرار صدبار آن، تاریخ و آینه جهان نابرابر و ستمی است که در هر 365 روز سال و در همه این قرن بر نیمی از بشریت به بهانه جنسیتش روا داشته شده است. 8 مارس یک روز در سال است، اما هم اینک نیز، همه روزهای سال، بشریت کماکان شاهد تبعیضی گسترده و نهادینه شده بر زنان است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:39  توسط هامون  | 

 فرشید شکری

یکی از راههای سنجش درجه رعایت عدالت و احترام به حقوق بشر در جوامع پیشرفته و مدرن یا در حال توسعه و عقب مانده تدقیق حد و مرز آزادی زنان و نگاه به شرایط کار و اشتغال آنان است. از طریق این روش تحقیقی- مطالعاتی اشکال متنوع نابرابری و ستم بر زنان که بیشتر در کشورهای شمال و بعضاً در کشورهای جنوب مستتر و پوشیده اند، بر همگان آشکار خواهد شد. بدون شک از این راه می توان زنان را برای رسیدن به آزادی و حقوق واقعی اشان در مبارزه ای تمام عیار سازمان داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:36  توسط هامون  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:2  توسط هامون  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 10:16  توسط هامون  | 

 
 
 

انسان های ازادی خواه وبرابری طلب شورای زنان در جهت رسیدن به اهداف والای انسانی که همانا ایجاد جامعه ای آزاد وبرابر وبدور از هر نوع تبعیض وستم وبرای رهایی زنان وتحقق خواسته های انسانیشان شروع به فعالیت نموده است .

 

هر چند که استشمار زنان قدمتی به اندازه تاریخ دارد اما بیشتر از یک سده نیست که مبارزاتشان شکلی اجتماعی ومنسجم یافته وتوانسته اند به حق وحقوقی نسبی والبته متفاوت در کشور های مختلف دست پیدا کنندودر این گذر زمان زنان ایران هم با توجه به وضعیت وشکل زندگی اقتصادی ،فرهنگی، سیاسی ومذهبی جامعه و قوانین حاکم بر مردم به حقوقی نا چیز رسیده اند.

 

شوراي زنان با این ره یافت که استثمار ونابرابری میان زن ومرد ریشه در مناسبات تولیدی داشته و داردوتازمانی که قوانین سرمایه داری در شکل اجتماعی اش از نظر اقتصادی ، حقوقی، سیاسی و قضائی ودر شکل خانوادگی ان باکمک فرهنگ وسنت های مرد سالارانه زنان را در محدودیت قرار داده وهر روز در اشکال مختلف آن را باز تولید می کند ازادی وبرابری زنان میسر نخواهد شد، برآن است که با توجه به وضعیت موجودکه خود شورا زاده آن است ودر حد توان خود وباتوجه به برنامه واهدافی که بر پایه ارای جمعی.به تصویب رسیده  گامهایی را در جهت رسیدن زنان به خوا سته های انسانیشان بردارد.  واینک شورای زنان رسما موجودیت و شروع فعالیت خود رااعلام داشته واز تمام زنان ومردان برابری طلب دعوت می نماید که با عضویت وفعالیت در شورای زنان که کارش را به صورت علنی  وآزاد وبدون هر گونه وابستگی فکری ومادی به دولت احزاب وسازمانها وکاملا مستقل آغاز نموده است  مارا در جهت رشد وپویائی وراه رسیدن به جامعه ای ازاد وبرابر وبدور از استثمار وستم طبقاتی وجنسی یاری نمایند چرا که اتحاد وحرکت اگاهانه است که مژده بخش اینده ای روشن خواهد بود .

 

شوراي زنان   http://shawrayezanan.com/

 

متن اساسنامه شورای زنان    http://shawrayezanan.com/Pages/Asasname.htm 

 

2/12/1386
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 20:46  توسط هامون  | 

دانشگاه اصفهان به نمایندگی از همه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب ٨ مارس را گرامی داشت نسخه پی دی اف    
۲۱ اسفند ۱۳۸۶
Tuesday, 11 March 2008

گزارش تصویری و فیلم در ادامه مطلب 

مراسم گرامیداشت روز جهانی زن ، 8 مارس ، ظهر روز سه شنبه در دانشگاه اصفهان برگزار شد. در این مراسم که با حضور دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب برگزار شد 2 تن از دانشجویان به سخنرانی پرداختند و تبعیض های جنسیتی را محکوم کردند. اعتراض به صدور قرار های سنگین برای دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در بند، اعتراض به انتقال بهروز کریمی زاده به بند عمومی، اعتراض به صدور حکم اعدام برای فعالین مدنی به خصوص فرزاد کمانگر معلم آزادیخواه کامیارانی و ... دیگر موضوعاتی بودند که دانشجویان در سخنان خود به آنها پرداختند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 22:0  توسط هامون  | 

                                  8 مارس با شکوه تر از همیشه

 

   لیلا پرنیان

                                               9 مارس 2008

Leila-parnian@hotmail.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 23:0  توسط هامون  | 

برگزاری باشکوه مراسم گرامیداشت 8 مارس در مقر مرکزی کومه له

 

مراسم گرامیداشت 8 مارس روز جهانی زن، روز جمعه 17 اسفند ماه با حضور صدها نفر از مردم شهرهای مختلف کردستان عراق، هواداران و پیشمرگان کومه له در مقر مرکزی کومه له در "زرگویز" برگزار گردید.

مراسم از ساعت 2 و 30 دقیقه بعد از ظهر با سرود انترناسیونال سرود همبستگی جهانی طبقه کارگر از سوی گروه سرود کومه له و یک دقیقه سکوت به یاد تمامی جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم آغاز شد.

در ادامه مراسم بیانیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران به مناسبت 8 مارس خوانده شد.

مراسم روز جهانی زن در مقر مرکزی کومه له با شعر، سرود و تقدیم برنامه های هنری از سوی چند تن از هنرمندان با زبانهای فارسی و کردی ادامه یافت.

بخش دوم مراسم شادی و پایکوبی  شرکت کنندگان بود که تا  ساعت 5 و 30 دقیقه بعد از ظهر ادامه یافت و سپس مراسم در میان شور و شوق حاضرین به پایان رسید.

 

                       


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 22:49  توسط هامون  | 

گزارش برگذاری مراسم 8 مارس در تورونتو

به فراخوان تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست ایران-کانادا روز یکم مارس به مناسبت صدمین سالگرد 8 مارس، مراسمی با شکوه در شهر تورونتو کانادا با شرکت جمعیت کثیری از زنان و مردان آزادیخواه و با حضور فعالین جنبش زنان ، شخصیتها و احزاب سیاسی برگذار شد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 21:58  توسط هامون  | 

                                  

                        


       برگزاری تظاهرات روز جهانی زن در کشورهای مختلف جهان


                        برگزاری مراسم روز جهانی زن در بانه  


               

                                       هشت مارس در دانشگاه همدان


               برگزاری مراسم گرامی داشت 8 مارس در مریوان


                      برگزاری مراسم 8 مارس در شهر بوکان


                گرامی داشت 8 مارس روز جهانی زن در تهران


          گزارش مشروح  مراسم ٨ مارس، روز جهانی زن در دانشگاه تهران


دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد به مناسبت روز جهانی زن تجمعی آرام برپا کردند.  


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 19:24  توسط هامون  | 

     

            گزارش برگزاری مراسم 8 مارس در سنندج

 

 

روز جمعه 17 اسفند ماه مراسمی در گرامیداشت 8 مارس روز جهانی زن در "کانی شفا" در کوه آبیدر سنندج برگزار گردید.

مراسم 8 مارس به دعوت کمیته هماهنگی و کمیته دفاع از محمود صالحی از ساعت 8 صبح با حضور حدود 300 تن از زنان و مردان برابری طلب و با یک دقیقه سکوت به یاد تمامی جانباختگان طبقه کارگر و مبارزان راه آزادی و برابری آغاز شد.

در ادامه مراسم  قطعنامه 8 مارس روز جهانی زن و بیانیه 6 مارس روز جهانی همبستگی با کارگران ایران و اقدام برای آزادی"محمود صالحی" و "منصور اسانلو" از سوی 2 تن از شرکت کنندگان خوانده شد که با استقبال و تائید حاضرین روبرو شد.

محل مراسم با پلاکاردهای "8 مارس روز برابری طلبی وحقوق جهان شمول انسانی است"  و "آپارتاید جنسی لغو باید گردد" مزین شده بود و مراسم در میان شور و شوق شرکت کنندگان و با سردادن شعار "کارگران جهان متحد شوید" در ساعت 9 به پایان رسید.

 

                      

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 18:46  توسط هامون  | 

           وقايع نگاری سال گذشته در آستانه روز جهانی زن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 23:14  توسط هامون  | 

 

بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن

 

(2008)

 

حزب کمونیست ایران 8 مارس روز جهانی زن را به همه زنان و انسانهای آزاده تبریک می گوید.

اکنون در شرایطی  به استقبال گرامیداشت 8 مارس روز جهانی زن می رویم  که ابعاد دهشتناک بی حقوقی زنان در ایران نه تنها فروکش نکرده بلکه حقوق فردی و اجتماعی اش هر روزه زیر تازیانه قانون شرع و عرف اسلامی لگدمال می شود و نظام سرمایه داری و مردسالار جمهوری اسلامی همچنان آزادی، جان و حرمت انسانی زنان یعنی نیمی از انسانهای این جامعه را اسیر یوغ حاکمیت سیاه خود ساخته است.

 

در سال گذشته نیز موج دوم سرکوب و یورش لجام گسیخته دولت احمدی نژاد به جنبش های اجتماعی با تهاجم به جنبش زنان آغاز شد، گویی درتاریخ معاصر ایران این قرعه نصیب زنان شده است که هرگاه استبداد خواست از جامعه و جنبش های آزادیخواهانه زهر چشم بگیرد با تعرض به جنبش زنان آغاز می کند.

 

نظام سرمایه داری و مرد سالار در آمیخته با مذهب، تبعیض جنسی و راندن زنان به موقعیت جنس دوم را در بازار کار نیز چنان ساختاری و نهادینه کرده است که مبارزه زنان برای کسب استقلال اقتصادی از مردان را بسیار پیچیده و دشوار کرده است. شیوه تفکر غالب و فرهنگ جامعه که فرهنگ طبقه حاکمه است، در راستای بازتولید نیروی کار ارزان برای سرمایه داران تنها مرد را نان آور خانه می داند و این خود یکی از عوامل سلطه این نظام تبعیض جنسی در بازار کار است. این نظام تبعیض جنسی، زنان را بمثابه بردگان بی اجر و مزد سرمایه، بدون بهره مندی از بیمه بیکاری و دیگر تامین های اجتماعی در کنج خانه رها کرده است. این عدم استقلال اقتصادی مانند وزنه سنگینی به پای زنان در مبارزه آنان برای احقاق برابری حقوقی با مردان عمل می کند.

 

اگر چه تحت تأثیر عملکرد این محدودیت های ساختاری، سهم زنان در بازار کار هنوز به 15% نمی رسد اما در همین محدوده نیز جداسازی جنسیتی در طبقه بندی مشاغل نقش ایفا می کند. مشاغلی با دستمزدهای پایین، فقدان مهارت، کارهای نیمه وقت و موقت و روزمزدی با مزایای پایین عمدتا به زنان اختصاص دارد.  افزایش سریع جمعیت زنان تحصیلکرده و دارای دانش عالی در میان زنان آماده بکار تغییر چندانی در این ساختار سنتی بوجود نیاورده است. و این نابرابری جنسیتی در تقسیم مشاغل، نابرابری در دستمزدها را بدنبال دارد. در این بازار کار مبتنی بر آپارتاید جنسی زنان اولین کسانی هستند که تحقیرو اذیت و آزار می شوند و زیر تیغ اخراج قرار می گیرند.

 

با این نظام آپارتاید جنسی در محیط زندگی و بازار کار در جامعه ای  که بنا به آمارهای رسمی 20% درصد و بر طبق آمار مراکز پژوهشی مستقل 50% در صد مردم آن زیر خط فقر بسر می برند، فقر هر روزه بیشتر چهره زنانه پیدا می کند، بازار تن فروشی و تجارت سکس رونق پیدا می کند، بر شمار دختران فراری افزوده می شود، زنان بیشتری جان و تن خود را به شعله های آتش می سپارند و در یک کلام زنان بیشتر از همه اقشار دیگر جامعه قربانی آسیب های اجتماعی می شوند.

 

جنبش زنان ایران در این شرایط فلاکتبار اقتصادی و در حالی که زنجیر قانون  ارزش نیمه مرد قائل شدن برای زنان در کلیه شئون زندگی اجتماعی را بدست و پا دارد، و یوغ قوانین اسارتبار ارتجاع نظام سرمایه داری اسلامی را به گردن داشته است همچنان به پیشروی خود ادامه داده است.

 

در حالی که با موج دوم سرکوب هزاران تن از زنان به اتهام عدم رعایت قوانین اسلامی بازداشت و به بیدادگاه های جمهوری اسلامی احضار شدند، زنان در محیط کار، در محیط خانواده و در در کلیه عرصه های زندگی اجتماعی با قوانین زن ستیز رژیم سرمایه داری مذهبی دست و پنجه نرم کردند. به شمار زنان مراجعه کننده به دادسراها در اعتراض به قوانین و موقعیت خفت بار زنان در خانواده افزوده شد. زنان بیشتری علیه قوانین مردسالار عصیان کردند. روی آوری زنان به تحصیلات عالی افزایش پیدا کرد. در سالی که گذشت زنان به یک پای جنبش رادیکال دانشجویی تبدیل شدند. زنان در کردستان در صف مقدم دفاع از حقوق کودکان و هم سرنوشتان خود قرار گرفتند و دوشادوش طبقه کارگر کردستان آتش جنبش انقلابی کردستان را شعله ور نگاه داشتند. در عرصه مطبوعات و روشنگری نیز تعداد و حجم مقالات، نشریات، وبلاگ ها و سایت هایی که از جانب فعالین جنبش زنان انتشار یافته و یا اداره می شوند و رواج آگاهی نسبت به موقعیت زنان در جامعه، در تاریخ مبارزات زنان ایران بی سابقه بوده است.

 

امروز در جامعه ایران گستردگی و عمق نابرابری و بی حقوقی زنان و وسعت مطالبات آنان برای رفع این تبعیضات شرایطی را فراهم آورده است که نیروهای مختلف اپوزیسیون قانونی و غیر قانونی هر کدام با طرح گوشه ای از این مطالبات مدعی دفاع از حقوق زنان هستند. اما این نیروها بنا به ماهیت طبقاتی خود هر کدام استراتژی سیاسی معینی را در پیشاروی جنبش زنان قرار می دهند.

 

در میان این گرایشات، تنها گرایش سوسیالیستی می تواند پیشروی جنبش زنان را تامین کند ، جنبش زنان را از مرحله کنونی عبور دهد و قادر است نیروی عظیم زنان کارگر و زحمتکش را به میدان مبارزه متحدانه بکشاند. جنبش زنان تا زمانی که ظرفیت ها و تحرکات خود را به فعالین و نخبگان محدود سازد نمی تواند جایگاه واقعی و شایسته خود را باز یابد.

 

برای به مبارزه کشاندن توده عظیم زنان  کارکن و زحمتکش باید آگاهی به ریشه های ستمکشی زنان را در ابعاد توده ای رواج داد. باید بر خواستها و مطالباتی انگشت گذاشت که پیشروی در تحقق هر کدام از آنها بمعنای تغییر در زندگی مادی این توده عظیم زنان باشد. باید به زنان اطمینان داد که با مبارزه متحدانه می توانند بخشی از خواستهایشان را به همین رژیم اسلامی تحمیل کنند. باید نقش و کارکرد فرهنگ و قوانین مذهبی و حاکمیت سیاسی آن را در تحکیم و توجیه ستمگری و تبعیض بر زنان افشا کرد، اما نباید با محدود کردن جنبش زنان به مبارزه علیه قوانین مذهبی نظام طبقاتی سرمایه داری را بعنوان عامل اصلی ستمکشی بر زنان از زیر ضرب خارج کرد.

 

فمنیسم لیبرال با به انحراف کشاندن توجه زنان از ریشه های ستمکشی زنان نه تنها نظام سرمایه داری را زیر ضرب خارج می کند، بلکه با دست گذاشتن در دست فمنیسم اسلامی و با امید بستن به تعدیل قوانین زن ستیز رژیم اسلامی از طریق تفسیر و قرائت جدید از قرآن و قوانین اسلامی و با در پیش گرفتن استراتژی اصلاح و بقا جمهوری اسلامی و سیاست زدائی از جنبش زنان، این جنبش را در مبارزه علیه قوانین اسلامی نیز عقیم می گذارد. کمپین یک میلیون امضا که خود بازتاب شکست اصلاح طلبان حکومتی و رانده شدن آنها از قدرت دولتی است به بارزترین شکل ناکارائی استراتژی سیاسی و تاکتیک های آلترناتیو لیبرالی در جنبش زنان را بر ملا می کند.

 

گرایش سوسیالیستی با شناخت ریشه های آپارتاید جنسی و ستمکشی زنان و با درک این واقعیت که مبارزه برای رهایی واقعی زنان بخش جدائی ناپذیری از مبارزه ضد سرمایه داری است، بدون اینکه نگران همسوئی و مخدوش شدن خط و مرزهایش با گرایشات دیگر باشد در هر مبارزه ای برای تحقق خواستهای ولو کوچک زنان فعالانه شرکت می کند و از این مسیر برای تأمین استراتژی سوسیالیستی بر جنبش زنان تلاش می کند.

 

8 مارس روز همبستگی جهانی زنان و مردان آزادیخواه علیه آپارتاید جنسی و برای تحقق برابری واقعی زن و مرد را با تلاش هر چه گسترده تر برای برگزاری باشکوه مراسم و آکسیوهای این روز تاریخی و تلاش برای اتحاد گسترده تر جنبش زنان با جنبش کارگری گرامی بداریم.

 

گرامی باد 8 مارس روز جهانی زن

 

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

 

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

اسفند 1386

مارس 2008

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 18:3  توسط هامون  | 

فراخوان

 

 

مراسم 8 مارس را در سنندج با شکوه برگزار کنيم

 

روز پنجشنبه 8 مارس برابر با 17 اسفند روز جهاني زن را گرامي

 

 بداريم.

 

 

مردم آزاديخواه و برابري طلب، زنان، کارگران، دانشجويان، معلمان و جوانان آزاديخواه!

 

 

روز جهاني زن روز اعتراض به تبعيض جنسي و روز بر افراشتن پرچم آزادي و برابري

 

است. ما همه علاقه مندان و مدافعين برابري زن و مرد را به شرکت در مراسم روز جهاني زن دعوت ميکنيم.

 

تاريخ برگزاري مراسم پنجشنبه ١۷ اسفند

 

ساعت 5 تا 7 بعد از ظهر

 

محل: راهپيمايي از سه راه ادب تا ميدان آزادي

 

 

کميته برگزاري ۸ مارس سنندج

 

١۵ اسفند ١٣۸۵

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 1:23  توسط هامون  | 

بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر

 ایران پیرامون 8 مارس روز جهانی زن

به صدمین سالگرد روز جهانی زن در 8 مارس 2008 نزدیک شده ایم و امسال در شرایطی به استقبال این روز می رویم که سرمایه داری سرکوبگر مذهبی ، ده ها تن از عزیز ترین رفقای ما، دختران وپسرانی که همراه یکدیگر علیه هرگونه آپارتاید طبقاتی، جنسی، قومی و...مبارزه می کردند را، در آستانه روز دانشجو در 13 آذرماه دستگیر و روانه زندان های مخوف خود نموده است و با هدف سرکوب جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی در دانشگاه ها، به تَبَع دیگر عرصه های مبارزات سرمایه ستیزدر جنبش کارگری ، جنبش معلمان ،جنبش زنان و...، آنان را زیر شدید ترین فشارها و شکنجه ها قرار داده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 17:37  توسط هامون  | 

              جنبش رهایی زنان و معضلات سر راه آن!
 
                         

 

روناک آشناگر

 

کلارازتکین، زمانی که زنان بورژوا انتقاد می کنند که او به مسایل آن ها بی توجه است می گوید: «این ما نیستیم که آن خواست ناچیزی را که شما زنان بورژوا در پی اش هستید رد می کنیم. بلکه این شمائید که خواهان آن امر بزرگی که زنان کارگر برای بدست آوردن آن مبارزه می کنند، نیستید.»

برای انسان های آزدیخواه و سوسیالیست، جهت گیری اصلی این است که جنبش زنان رهایی خود را بر بستر ایفای نقشی رادیکال و سوسیالیستی در صحنه مبارزه پیش ببرند و بدینوسیله ضمن اینکه به معنای واقعی کلمه تیشه به ریشه بنیادهای نظم وارونه ای که ضرورت های اعمال تبعیض جنسی را فراهم ساخته، زده اند، جنبش خود را هم پیمان با سایر جنبش های اجتماعی برای تحقق استراتژی سوسیالیستی پیش برده اند، چرا که تبعیض بر زنان و بردگی آنها، محصول جامعه طبقاتی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 0:31  توسط هامون  | 

به استقبال صدمین سالگرد هشت مارس بشتابیم

 

 

بهرام رحمانی

صدمین سالگرد هشت مارس، روز جهانی زن به زودی از راه می رسد. هشت مارس، یک دستاورد مهم سوسیالیسم کارگری در صد سال پیش است. تاریخی که دستاوردهای زیادی برای زنان و امر برابری بین زن و مرد به ارمغان اورده است.

در روز ۸ مارس ۱۸۷۵، زنان کارگر نساجی شهر نيويورک، با خواست ۱۰ ساعت کار دست به اعتراض و تظاهرات زدند که این حرکت توسط  پليس شدیدا سرکوب گردید. در سال ۱۹۰۸، حزب سوسياليست آمريکا با تشکيل «کميته ملی زنان» خواهان حق رای برای زنان در انتخابات شد. در همان سال، کارگران زن بافنده با شعار ممنوعيت کار کودکان و کسب حق رای برای زنان دست به اعتراض و راهپیمایی زدند. در ادامه این مبارات پیگیر کارگران نساجی در سال ۱۹۰۹، روز ۸ مارس به عنوان روز ملی زن در آمريکا اعلام شد. در سال ۱۹۱۰، کنگره بين الملل سوسياليست ها که در شهر «کپنهاک» پایتخت دانمارک بر گزار گردید، کلارا زتکين، این زن کمونیست و از اعضای برجسته و سرشناس حزب سوسيال دموکرات آلمان، ۸ مارس را به پاس مبارزات خستگی ناپذير زنان کارگر نساجی نيويورک، به عنوان روز جهانی زن به کنگره پيشنهاد کرد. این پیشنهاد با استقبال نمایندگان کنگره روبرو شد و به تصويب کنگره رسيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 18:43  توسط هامون  | 

رهایی زن رهایی جامعه است!

 

 

چند رو پیش در یک خبر گزاری حکومتی مطلبی خواندم و با خود گفتم شاید بد نباشد آنرا برای دیگران هم بازگو کنم زیرا این موضوع با همه طنز تلخی که در دل دارد خود بهترین تصویر را از وضعیت جامعه ای نشان می دهد که زیر تیغ اسلام در حال فروپاشی است!

هر سال در ایران یک جلسه بین المللی به نام "جامعه و روابط جنسی" در ایران برگزار می شده است که ما قصد نقد این سمینار بین المملی را نداریم. به هر حال نباید از جمهوری اسلامی انتظار داشت در این مسیر قدمی بدون عیب و نقص بردارد اما نکته جالب  زمانی است که آقای احمدی نژاد در ادامه ی صاف کردن جاده برای ظهور امام زمان گذرش به این سمینار می افتد و تصمیم می گیرد نام آن را به " خانواده و باروری" تغیییر دهد.

در واقع در منظر کسی همچون احمدی نژاد جامعه همان خانواده است و روابط جنسی نیز نمی تواند چیزی جز باروری معنی دهد! به هر حال تغییر نام سمینار باعث شد تا امسال هیچکدام از مهمان های خارجی حاضر به حضور در این سمینار نشدند و خانم هایی که تنها برای باروری و تنها در چهارچوب خانواده خود زندگی می کنند و با جوامع بزرگتر و روابط انسانی تر قطع رابطه کرده اند به تنهایی در این سمینار حضور به هم رساندند.

از طرفی دیگر این کار آنچنان عقب مانده و ارتجاعی بوده که حتی صدای مسئول این سمینار که خود اتفاقاً از فعالان شناخته شده ی اصولگرایان اسلامی است را هم در آورده. ایشان در نقدی که بر آقای احمدی نژاد گرفته اظهار کرده اند که انتظار نداشتند ایشان فرق بین روابط جنسی و باروری را بداند! اما از میان اطرافیانش هم کسی پیدا نشده این موضوع را به ایشان بفهماند؟

وی این کار دکتر! احمدی نژاد را هم چون اظهارات وی در مورد نبود همسکسوال ها در ایران یک عمل خجالت آور معرفی کرده!  در مورد مساله هموسکسوال ها گفته است که باید آقای احمدی نژاد اذهان می کرده در دین اسلام همجنس بازی محکوم است و در قوانین ایران با همجنسبازی برخورد می شود(اعدام می شوند) و برای همین آمار درستی در دست ما نیست!

به این شکل می بینیم که دکتر احمدی نژاد حتی در میان همفکران عقب افتاده خود نیز دیگر نفوذ ندارد و آن ها نیز که خود به طور مثال یک هموسکسوال را مستحق مجازات می دانند از دست کارهای این شخص به سطوح امده اند!

مندرج در نشریه آزادی زن-شماره ۳۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 23:27  توسط هامون  | 

 

لزوم ایجاد کمیته های 8 مارس

 

 با نزدیک شدن به مراسم 8 مارس تمامی گروه های مختلف فعال در زمینه آزادی زن در تلاشند تا بتوانند این مراسم را هرچه با شکوه تر برگزار کنند. با توجه به اینکه تعداد این گروه ها در یک ساله ی گذشته به مراتب بیشتر شده و جمعیت بیشتری از انسان های معترض به وضع موجود را در کنار هم جمع کرده است موقعیت برای برپایی یک آکسیون گسترده و فراگیر بوجود آمده.

اما در کنار همه ی این مسائل باید کمبود ها و موانعی را که سال های پیش مانع از گرد هم آمدن و برگزاری چنین آکسیونی شده بود را در نظر گرفت. فضای امنیتی که سال پیش و در پی اعتراض معلمان سطح شهر را فرا گرفته و از مقابل دانشگاه تا اکثر میادین معروف تهران از نیروهای لباس شخصی با بیسیم و موتور پوشاند یکی از موارد عدم برپایی یک آکسیون گسترده در چنین روزی بود.  عدم گرد هم آیی گروه ها با پرچم هایشان، پراکندگی و نداشتن یک فراخوان همه جانبه که مورد قبول همه گروه ها باشد از مهمترین مسائلی بود که باعث شد فضای امنیتی به اعتراضات مردمی قالب شود. اگرچه بوجود آمدن چنین فضای امنیتی، برپایی پروژه هایی از قبیل مبارزه با بد حجابی و ... نشانگر ترسی است که فعالیت ما در سال پیش بدنه حکومت را گرفتار کرد اما امسال باید قدرت مردمی را برای از بین بردن هرگونه تبعیض نشان دهیم.

تمام تلاش های ما در آگاهی رساندن به جامعه و متشکل کردن نیروهای مردمی زمانی به هدف مورد قبول خود می رسد که بتوانیم این نیروها را به سطح شهر و در رویارویی مستقیم با ارتجاع و نظام مردسالار بیاوریم. باید این شهامت را داشته باشیم که از حقوق انسانی خود دفاع کنیم و برای تغییر این جامعه که به طاعون سنت گرفتار آمده دستانمان را به هم دهیم.

یکی از راه های رسیدن به چنین اتحادی ایجاد کمیته های آزادی زن به صورت گسترده در سطح شهرها می باشد. باید هر چه سریعتر برای برپایی روز جهانی زن کمیته برپایی 8 مارس را تشکیل دهیم. این کمیته باید با همکاری گروه های مختلف فعال در این زمینه شکل بگیرد تا بتواند از تمام پتانسیل و امکانات موجود برای آکسیون استفاده کند. ممکن است که هر کدام از این گروه ها دارای مرام و اعتقادات خاص خود باشد و بخواهد پرچم و پلاتفرم مد نظر خود را بالا برد و این نباید خللی در اتحاد ما برای یک هدف اصلی که برابری حقوق زنان و مردان (در یک سطح انسانی برای هر دو) می باشد ایجاد کند. باید نوک پیکان مبارزات خود را متوجه ارتجاع حکومتی و قوانین انسان ستیز کنیم. ما قبل از هرچیز باید فضایی دموکراتیک و برابر را برای تبلیغ خواسته هایمان ایجاد کنیم. چنین کمیته ای می تواند ما را به این هدف نزدیک کند.

ستاد برگزاری 8 مارس بزودی سندی را در این زمینه متتشر خواهد کرد و پیشاپیش از تما نیروهای فعال در زمینه آزادی زنان می خواهد که با ما همکاری لازم را به عمل بیاورند.

لطفاً با ما تماس بگیرید و در برپایی یک آکسیون گسترده و فراگیر ما را یاری کنید.

ما از تمامی نیروهای فعال از دانشجو، معلم، کارگر می خواهیم تا به ما بپیوندند. مطمئناً همبستگی بین این بسترها می تواند در آینده یک اتحاد کلی میان نیروهای آزادیخواه را در هر زمینه ای  فراهم کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 23:25  توسط هامون  | 

اطلاعيه شماره2 

از راه پيمايی­ کارزار زنان در روز جهانی زن حمايت کنيد!

  

زنان و مردان آزاديخواه!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 22:16  توسط هامون  | 

بعد از صد سال از روز جهانی زن، برابری کامل حقوق زن تنها کار جنبش سوسیالیستی است!

 

 

رضا کمانگر

www.r-kamangar.com

8 مارس امسال برابر با صدمین سالگرد روز جهانی زن است. در صدمین سالگرد روز جهانی زن سوالهای جدی مطرح است. "زن" بمعنای یک پدیده اجتماعی در تفکر و قانون حاکم بر جامعه، یک موجود ناکامل و به یک معنا یک کالایی قابل مصرف محسوب میشود. اما نظام موجود حق برخورداری رای برای زنان و موقعیت های که زنان در اقصی نقاط جهان که بدست آورده اند را یک امتیاز برای حقوق زن میداند و میخواهد خود را از تقبل برابری کامل حقوقی سیاسی و اجتماعی زن سر باز بزند و طفره برود.

وقتی از منظره امروز به موقعیت حقوق زن در طی صد سال گذشته نگاه میکنیم، علیرغم فراز و نشیب در جنبشهای سوسیالیستی و برابری طلبانه زنان اما تاریخ تاسف باری را شاهد هستیم. کشتار زنان به عناوین مختلف و خشونتهای که علیه زنان چه در خانواده و چه در اجتماع علیه زنان اعمال میشود تنها بی حقوقی علیه زنان نیستند! ریشه اصلی بی حقوقی زنان در قانون، در فرهنگ و در مذاهب رسمی دولتها نهفته است.

سئول این است، چرا بعد از صد سال از حضور جنبشهای سوسیالیستی و برابری طلبانه زنان در جامعه، ما هنوز شاهد عدم نابرابری حقوق زن هستیم؟ عامل و موانع اصلی بر سر بی حقوقی زن کدام است؟ راه حل اصلی برای رهائی کامل زن از بی حقوقی چگونه متحقق میشود؟ اینها و دهها سئوال دیگر هم اکنون روی میز رهبران و فعالان جنبشهای سوسیالیستی و برابری طلبانه زنان و درواقع روی میز همه جنبشهای آزادیخواهانه قرار دارد که پاسخ روشن به آن میتواند راهنمایی درستی روبه آینده باشد.

 

ضدیت با حقوق برابری زن بر سه رکن زیر استوار است:

 1- قانون حاکم بر جامعه 2- مذهب رسمی 3- فرهنگ رایج در جامعه

قانون همه کشورها بوسیله بورژوازی حاکم و بعضا با دخالت مذهب تدوین و اعمال میگردد که در تفکر و متدلوژی حاکم بر آن "زن" بعنوان یک کالای قابل مصرف نگریسته میشود. قانون موقعیت فرودستی را به نیمی از جامعه یعنی زنان تحمیل و اعمال کرده است. تبعیض های قانونی علیه حقوق زنان، موقعیت زنان را در جامعه بحالت شکننده ای نگاهداشته است. در اقصی نقاط جهان زنان از حمایتهای قانونی برای بدست آوردن حقوق های صنفی خود برخوردار نیستند، برای نمونه در مقابل کار برابر از دستمزد برابر برخوردار نیستند، همچنین حق حضانت، ارث و شهادت از موقعیت درجه دوم برخوردار هستند. صنعت پرنوگرافی و تن فروشی و اذیت و آزارهای جنسی که علیه زنان اعمال میشود آن روی سکه متدولوژی ضد زن در قانون اکثر کشورهای جهان علیه حقوق زن است.  

رکن دیگر بی حقوقی زنان دخالت مذهب در زندگی بشر است.

 مذهب در اساس در تناقض با حقوق زن است. تفکر و روانگاه مذهب نسبت به زن تحقیر آمیز و شکننده است. زن در تفکر و متدلوژی مذهب یک موجود برای لذت بردن مرد و وسیله ای برای تولید مثل است. زن عامل اصلی گناهان و گمراه کننده مرد تلقی میشود. مذهب همیشه در ستیز با حقوق برابری زن قرار داشته است. مذهب یکی از عاملهای اصلی کشتار های ناموسی زنان چه بوسیله قانون، پدر، برادر، همسر و یا ااقوام در جامعه است. در یک کلام مذهب یکی از عاملهای اصلی بی حقوقی زن در جامعه است.  

 

فرهنگ جامعه تاثیر پذیر از قانون و مذهب است.

امروز در همه دنیا خشونت و تحقیر علیه زنان بعنوان امری عادی تلقی میشود. حقوق زن بطور روزمره مورد تعرض فرهنگ حاکم بر جامعه است. کشتار زنان بدلایل ناموسی و اخلاقی، تحمیل پوشش اجباری به زنان، ایجاد مانع برای شکوفایی و دستیابی زنان به حرفه مورد علاقه خود، دخالت در انتخاب همسر، کالای مصرفی جلوه دادن زن آن فرهنگ ضد زن رایج در جامعه است که مورد حمایت قانونی و مذهب رایج است.

حقوق زن در ایران!

اما تصویر حقوق زن در ایران به یمن وجود جمهوری اسلامی به مراتب بسیار شکننده تر و دشوارتر است! جمهوری اسلامی عامل اصلی بی حقوقی زن، عمل تجاوز جنسی به دختر بچه های نو ساله، عامل چند همسری، عامل صیغه های متعدد، عامل فروش زنان و دختر بچه های زیر سن قانونی به امیر نشینان حاشیه خلیج و عامل تحمیل حجاب اجباری بر سرزنان ایران، عامل و اجراکننده سنگسار زنان و دهها نوع دیگر جنایت علیه حقوق زن در ایران است. جمهوری اسلامی پرونده بزرگی مرکب از جنایت علیه حقوق زنان ایران مرتکب شده است که بی تردید روزی رهبران و مسئولین رژیم اسلامی در یک دادگاه عادل مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.

راه چاره چی است؟

رهائی کامل حقوق زن در گرو نقد، افشاء و طرد قانون، مذهب و فرهنگ حاکم و رایج است.

در کشورهای غربی جنبش و سازمانهای فمینیستی شیفته پست و موقعیت های برخی از زنان در دولتها شده و خود به بخشی از حاکمیت موجود علیه بی حقوقی زن تبدیل شده اند.

رهائی کامل زن در کشورهای غربی در گرو دامن زدن و به میدان آمدن جنبش سوسیالستی و کارگری است.

در ایران رهایی کامل زن در گرو بزیر کشیدن جمهوری اسلامی است! در ایران جنبش رهائی زن همراه با جنبش کارگری و جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی دانشجویان و جوانان، آن حلقه بهم پیوسته جنبش سوسیالیستی هستند که آینده روشنی را در فردای بزیر کشیدن جمهوری اسلامی در مقابل جامعه و حقوق زن قرار میدهد.

در ایران به این امید به استقبال صدمین سالگرد 8 مارس میرویم.

زنده باد 8 مارس روز جهانی زن!

23 فوریه 2008

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 23:58  توسط هامون  | 

 

آزادی زن و تزوير زن ستيزان

 

                                   برگرفته از سایت : روشنگری.

 

                         

 

در روزهای آخر ماه ژانويه 2008 دادگاه عالی در سوئد حکمی صادر کرد که وبسايت ها و وبلاگ های اسلامی روی آن متمرکز شده خبر آنرا به زبان های انگليسی و فرانسه و شايد زبان های ديگر وسيعا منتشر کردند. حکم مزبور عبارت بود از پيروزی دو زن مسلمان که شکايت کرده بودند در يک استخر به خاطر پوشش اسلامی مورد تبعيض قرار گرفته اند. کل قضيه اما حاوی نکات مهمی بود و خلاصه آن اين است:


هودا مرابط در 7 آوريل سال 2004 با حجاب و پوشش اسلامی قصد ورود به استخری وابسته به کمون گوتنبرگ را داشت که دخترش در آن شنا ميکرد. نگهبان هنگام ورود به سالن به او ميگويد طبق مقررات بايد لباسش را عوض کند. او يک شلوار نازک ورزشی و يک بلوز آستين بلند ميپوشد ولی حجابش را نگه ميدارد. اما در درون سالن يک مامور مراقبت شنا ميگويد مقررات اجازه نميدهد با آستين بلند وارد محوطه استخر شود. هودا ميگويد اعتقادات مذهبی اش پوشيدن لباس آستين کوتاه و برداشتن حجاب را منع کرده است. چون مامور مراقبت اصرار ميکند او مجبور ميشود استخر را ترک کند. در 17 آوريل همان سال اتفاق مشابهی برای حيال اورگلو در همان استخر روی ميدهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 22:36  توسط هامون  | 


 
            

 

پیش بسوی هشت مارس:

از تدارکات و ابتکارات خود ما را با خبر کنید!

 

هشت مارس ۸۶:

        ستم به زن موقوف!

                    سرکوب زنان ممنوع!

                                    رهایی زن رهایی جامع است!

                                                             زنده باد آزادی زن!

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 21:22  توسط هامون  | 

        ٨ مارس روز جهانی زن گرامی باد ٬ نگاهی به شکاف ها و نارسائی  های جنبش زنان

 

 

مرجان افتخاری

 بار دیگر، ٢٢ بهمن، سالروز انقلاب و جنبش گسترده مردم، که منجر به تغیر و تحولات سیاسی در کشورمان و بقدرت رسیدن دیکتاتوری و استبداد مذهبی شد را پشت سر گذاشتیم. در همین حال ٨ مارس روز جهانی زن را در پیش روی داریم. ولی شواهد نشان می دهد که امسال، ٨ مارس تحت تاثیر جنبش دانشجوئی و دستگیری تعداد کثیری از فعالین این جنبش قرار گرفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 19:52  توسط هامون  | 

تظاهرات به مناسبت 8 مارس

 روز جهانی مبارزه برای حقوق زنان

در پاریس

شنبه 8 مارس 2008

به دعوت انجمن فرانسوی راهپیمایی جهانی زنان بر علیه خشونت و فقر

محل و ساعت تظاهرات متعاقباً به اطلاع خواهد رسید

چهار سالی است که ما تعدادی از زنان ایرانی مقیم پاریس در تظاهرات 8 مارس در پاریس شرکت می کنیم.

شعارهای ما :

 

زمانه ی زنان در قدرت

قدرت دگرگون سازی امور

برای آزادی، دموکراسی و لائیسیته

برای برابری حقوقی، سیاسی، اجتماعی...

برای شرکت زنان در قدرت سیاسی

آزادی بی قيد و شرط همه فعالین زنان دستگير شده در ایران

در دفاع از کمپین یک میلیون امضا در ایران

 

بر علیه آپارتاید جنسی، سنگسار، حکم اعدام، فحشا و خریدو فروش زنان

بر علیه خشونت بر زنان در محیط کار، خشونت خانگی، تجاوز، ازدواج اجباری، مثله کردن زنان، فقر، محروم کردن از آزادی،

 قتل ناموسی

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 18:41  توسط هامون  | 

در آستانه یک صدمین سالگرد 8 مارس روز جهانی زن

 

 

 8 مارس 1875 یاد  آور مبارزات زنان کارگر کار خا نجات نساجی شهر نیو یورک است. زنان کارگر کارخانجات نساجی شهر نیو یورک برای بهبود شرایط سخت کار و در اعتراض به  پائین بودن دستمزدها دست به اعتراض زدند اما این اعتراض با برخورد قهر آمیز پلیس مواجه و به شیوه  وحشیانه ای سرکوب شد.

در روز 8 مارس 1907 مجد دا کار گران نساج امریکا باخواست 10 ساعت کار دست به اعتراض و راه پیمائی زده که این اعتراض نیز توسط  پلیس سرکوب شد. سال 1908 حزب سو سیا لیست آمریکا به تشکیل کمیته ملی زنان برای حق رای زنان در انتخابات اقدام و در همان سال کار گران زن بافنده  با شعار ممنوعیت کار کودکان و کسب حق رای برای زنان دست به تظاهرات زد ند که در نتیجه سال 1909 روز 8 مارس بعنوان روز ملی زن در امریکا اعلام شد ودر سال 1910 در کنگره بین الملل سو سیالیستها که در شهر کپنهاک بر گذار شد، کلارا زتکین زن  مبارز و سو سیالیست، عضو حزب سو سیال دمو کرات آلمان ، 8 مارس را به پاس مبارزات خستگی ناپذیر زنان کار گر نیو یورک بعنوان روز جهانی زن به کنگره پیشنهاد و این پیشنهاد به تصویب کنگره رسید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 18:40  توسط هامون  | 

حدیقه، کارگر گونی بافی

        پروانه قاسمی

Ghassemi2@yahoo.ca         

 

 

سوت  اول کارخانه را که می شنیدیم می دانستیم که تا چند دقیقه دیگر می ­آید

سوت دوم کارخانه، خیابان پُر از کارگرانی که با دوچرخه ویا پیاده می آمدند، می شد

سوت سوم به خانه می رسید...

 

برای اولین بار بود که مرا با خود سرکارش می برد

همیشه دلم می خواست ببینم چه کار می کند

وارد کارخانه شدیم، به همه می خواست بگوید که من بچه برادراش هستم

خیلی سعی کرد ولی کسی صدایش را نمی شنید

من با چشمان باز به همه جا نگاه می کردم

دستگاه های سیاه و بزرگ بالا و پایین می رفتند

سر هر دستگاهی کسی ایستاده بود و مراقب بود

از پهلوی هر کس که می گذشتیم، می گفت، یعنی داد می زد که من کی هستم،

آنها هم داد می زدند چی؟...

آنقدر صدای دستگاه ها  بلند بود که کنار هم،

در گوش هم داد می زدند، ولی صدای همدیگر را نمی شنیدند

من با تعجب به صورت همه نگاه می کردم...

 

یا صبح زود می رفت شب می آمد و یا شب می رفت فردا صبح می آمد

نمی دانم چند ساعت کار می کرد ولی می دانم فقط برای خواب می آمد

هیچوقت آرام حرف نمی زد،

همیشه با داد و فریاد صحبت می کردو همیشه خسته بود از همه چیز

آن روز فهمیدم چرا اینطور بود...

بعضی وقت ها شب ها که خوابم نمی برد، می شنیدم که گریه می کرد،

نگران بود

می گفت دستگاه های جدید آمده می گویندخیلی ها اخراج خواهند شد

همیشه نگران بود،

اگر برادرش نبود زندگی شان خیلی سخت تر از این می گذشت

ولی برادر هم هر از چند گاهی، شب ها می آمد،  شب ها می رفت

مدت ها بود به تهران رفته و مخفی زندگی می کرد...

 

زندگی اش رفته رفته مثل همه کارگرهای دیگر سخت تر می شد

یک بار خواستند بازنشستش کنند ولی توانست رئیس کارخانه را راضی کند و بکار ادامه دهد

چون اگر کار نمی کرد وضع زندگی بدتر از قبل می شد...

 

وقتی برادرش را کُشتند، دیگر هیچکس را نداشت

آنقدر گریه و زاری کرد، خودش را زخمی کرد که همه صورتش را خون گرفته بود

وقتی دست هایش را گرفته بودم تا به خودش صدمه ای نزند، آنقدر به من فحش داد و بدو بی راه گفت...

می گفت برادرم را تو کشتی و بارها از حال رفت...

دیگر مرا نمی توانست ببیند، وقتی مرا می دید حالش خراب می شد

بهتر دیدم وقتی می آمد تا باقی خانواده را ببیند، برای چند روزی به جای دیگر بروم...

 

موقع بازنشستگی رئیس کارخانه گفته بود، از موقعی که به دنیا آمده ای کار کرده ای؟

چون در یکی از خانه های کارخانه زندگی می کرد،

او و کارگران دیگر را بعد از بازنشستگی از خانه به طرز فجیعی بیرون انداختند...

چون کسی را نداشت، چون جایی برای رفتن نداشت،

پاسدارهای رژیم اسلامی تمام وسائل اش را در خیابان میان گل و لای ریختند وخودش را بیرون انداختند...

می گفتند مثل دیوانه ها در خیابان دادو فریاد می کرده...

 

بیست سالی از مرگ برادرش می گذشت،

وقتی برای تبریک عید به خونه زنگ زدم،

آنجا بود و برای اولین بار بعد از بیست سال با من حرف زد،

او دیگر مرا بخشیده بود،

دو باره برای برادراش سوگواری کرد، با هم حرف زیادی نزدیم بیشتر گریستیم،

ولی این بار دیگر مرا بخشیده بود

فهمیده بود که جلادان شاه برادرش را کشتند و قبول کرده بود که من هم همچون برادراش  برای آرمان هایمان  مبارزه کرده ومی کنیم

دیگر فهمیده بود که در مبارزه علیه رژیم های دیکتاتوری چون رژیم شاه و رژیم جمهوری اسلامی عزیزان زیادی را از دست داده و می دهیم و مبارزه همچنان ادامه دارد

اگر پدر را کُشتند، فرزندانش بلند خواهند شد و مبارزه ادامه پیدا خواهد کرد...

 

***

 

از زمانی که دختر هفت، هشت ساله ای بود در کارخانه شروع به کار کرد،

صبح تا شب و شب تا صبح، کمتر می خندید، همیشه با داد حرف می زد،

گاهی شب ها در تنهایی گریه می کرد

دیگر کمتر کسی از خانواده اش زنده بود...

 

وقتی مُرد چیزی نداشت

تنها یک صندوق کوچک که در آن چند وسیله و لوازمی که به یادگار نگه داشته بود

چیزهایی باقی مانده از وقتی که به ایران مهاجرت کرده بودند

باکشتی از دریای خزر گذشتند و به ایران آمدند،

پدر اهل باکو بود و با آنها نیامد،

مادر با چهار فرزنداش با خواهران و برادران خود به ایران مهاجرت کردند...

دوران سختی بود، زندگی به فقر و بدبختی گذشت....

او و برادراش خیلی زود از سنین کودکی شروع به کار در کارخانه کردند...

 

حدیقه کارگری از کارخانه گونی بافی بود و مثل کارگران دیگر،

تنها آرزوی دنیای دیگری را داشت

تقدیم به کارگران و زحمت کشان

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 18:30  توسط هامون  | 

مرضیه احمدی سکویی

 

من نمی خواهم با قلم زندگی کنم بلکه میخواهم قصه هایم را با زندگیم بنویسم.

افتخار

من یک زنم

من از ویرانه های دور شرقم

زنی که از آغاز با پای برهنه

عطش تنئ .مین را در ذی قطره ای آب ئرنوردیده است

زنی که از آغاز با پای برهنه

همراه با گاو لاغرش در خرمنگاه از طلوع تا غروب

از شام تا بام سنگینی رنج را لمس کرده است

من یک زنم از ایلات و آواره ی دشتها و کوهها

زنی که کودکش را در کوه بدنیا می آورد

و بزش را در پهنه ی دشت از دست می دهد

و به عزا می نشیند

من مادرم

من خواهرم

من همسر صادقم

من یک زنم

زنی از ده کوره های مرده ی جنوب

زنی که از آغاز با پای برهنه

سراسر این خاک تب کرده را

در نوریده است

من از روستاهای کوچک شمالم

زنی که از آغاز در شالیزارها و مزارع

تا نهایت توان گام زده است

من یک زنم کارگری که دستهایش

ماشین عظیم کارخانه را

به حرکت در می آورد

هر روز توانایش رادندانه های چرخ ریزریز می کنئ

پیش چشمانش

زنی که از عصاره ی جانش

پروارتر می شود لاشه ی خونخوار از تباهی خونش

افزونتر می شود سود سرمایه دار

زنی که مرادف مفهومش

در هیچ جای فرهنگ ننگ آلود شما

وجود ندارد

دستهایش سفید

قامتش ظریف

که پوستش لطیف

و گیسوانش عطرآگین باشد

من یک زنم با دستهایی که از تیغ تیز درد و رنجها

زخم ها دارد

زنیکه قامتش از نهایت بی شرمی شما

در زیر کار توانفسر آسان شکسته است

زنی که در سینه اش دلی آکنده از زخمهای چرکین

خشم است

زنیکه در چشمانش

انعکاس گلرنگ گلوله های آزادی

موج می زند

من یک زنم

زنی که مرائف مفهومش

در هیچ جای فرهنگ تنگ آلود شما

وجود ندارد

زنیکه پوستش آیینه آفتاب کویر است

و گیسوانش بوی دود می دهد

تمام قامت من نقش رنج و پیکرم تجسم کینه است

زنی که دستانش را کار برای گرفتن سلاح پرورده است

من زنی آزاده ام

زنی که از آغاز

پا بپای رفیق و برادرم

دشتها را درنوردیده است

زنیکه پرورده است

بازوی نیرومند کارگر

دستان نیرومند بزگر

من خود کارگر

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 18:27  توسط هامون  | 

 

 

فقر، جنگ و جهاني شدن خشونت عليه زنان

                                                                           شهرزاد مجاب ـ تورنتو

دکتر شهرزاد مجاب استاد دانشگاه تورنتوست و به آموزش بزرگسالان و مطالعات زنان مشغول است. دکتر مجاب رياست انستيتو مطالعات دانشگاه تورنتو را به عهده دارد؛ و در ماه جون 2003 سازمان جهاني زنان جايزه اول صداي زنان در مناطق جنگي را به او اهدا کرد. متن زير سخنراني دکتر مجاب در سيزدهمين کنفرانس بنياد پژوهشهاي زنان در دانشگاه لندن است.


من در اين گفتار پديده جهاني شدن را از ديد فمينيستي بررسي ميکنم. اما تئوري فمينيستي يکدست و همگون نيست و بايد تاکيد کنم که چهارچوب تئوريک من فمينيسم مارکسيستي است. همچنين بايد تاکيد کنم که فمينيست هاي مارکسيست هم تحليل واحد و يکدستي از جهاني شدن ندارند.
به عنوان يک فمينيست، پروسه جهاني شدن را پروسه گسترش مردسالاري سرمايه داري ميبينم که ستم بر زنان را به شيوه مدرن و در قالب دمکراسي بورژوايي اعمال ميکند. به عنوان يک مارکسيست، پروسه جهاني شدن را تسلط سرمايه مالي بر سراسر دنيا ميبينم؛ نظامي که استثمار طبقاتي سرمايه ملي و فراملي را به سراسر دنيا گسترش ميدهد. به عنوان يک فمينيست مارکسيست، پيوند ناگسستني بين استثمار طبقاتي و ستم جنسي ميبينم و دمکراسي بورژوايي را دمکراسي مردمدارانه به حساب مي آورم.
از ديدگاه فمينيسم مارکسيستي، جهاني شدن يک بحث آکادميک بي ارتباط به زندگي روزانه و تغيير واقعيت موجود نيست. جهاني شدن چيست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 22:41  توسط هامون  | 

زنان در تبلیغات

نویسنده:Trisha Grover

مترجم: فرشید شکری

"همانگونه همۀ ما میدانیم ابزار تولید و توزیع در دورۀ حاضر (سرمایه داری) تماماً تحت کنترل و انحصار اقلیتی از ساکنین زمین قرار دارد. واضح است، هدف غائی این اقلیت از بالا بردن سطح تولیدات و سعی در عرضۀ بیشتر و بهتر کالاها علی الخصوص محصولات لوکس و تجملاتی بوسیلۀ ایجاد وسوسه و انگیزۀ خرید در مصرف کنندگان، در هموارگی افزایش درآمدها، کسب سود و انباشت سرمایه و ثروت می باشد و نه فراهم آوردن رفاه اجتماعی و یا ارایۀ خدمات به جامعه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 22:42  توسط هامون  | 

 

آهای جَوون

                                                                 شعر: مینا اسدی


وقتی صدای سُرخ تو در کوچه های شهر، جاری شد
تو، بهترین شعر مرا گفتی
آهای جَوون تو می تونی یه شِعر تازه تر بگی
از درد و رنج آدما
از شهر پُِر خطر بگی
از شورو شوق باغها
از شعله های پُر شرر
از دیده های تر بگی

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن

تو می تونی کلید باشی، قفل درا رو وا کنی
دستهای پینه بسته رو از زنجیرا جدا کنی
تو می تونی دیو شبو رسوا کنی رسوا کنی

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن

شورشو شرر شو
موج شو خزر شو
فریاد خشم مردم
جنبش پُر ثمر شو
سرو شو سمن شو
مشعل شب شکن شو
داس شو درو کُن
زمینو زیر رو کُن

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن

رود شو روان شو
پناه بی کسان شو
گندم کشتزاران
چاره ی درد نان شو
راه شو رها شو
غُرش توپ ها شو
چشم و چراغ مردم
از نو دوباره پا شو

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن

تو می تونی اگه بخوای قیامتی بپا کنی
کبوترای خسته رو از قفسا رها کنی
تو می تونی برکه ها رو دریا کنی دریا کنی

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کن تو
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن

هو کُن ها کُن
هو کُن ها کُن


آهای جَوون
تو می تونی یه شعر تازه تر بگی
از درد و رنج آدما
از شهر پُر خطر بگی
از شور و شوق باغها
از شعله های پُر شرر
از دیده های تر بگی

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن

هو کُن ها کُن

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 22:39  توسط هامون  |