تبليغاتX
آزادی برابری

آزادی برابری

آزادی زنان آزادی جامعه است

تظاهرات به مناسبت 8 مارس

 روز جهانی مبارزه برای حقوق زنان

در پاریس

شنبه 8 مارس 2008

به دعوت انجمن فرانسوی راهپیمایی جهانی زنان بر علیه خشونت و فقر

محل و ساعت تظاهرات متعاقباً به اطلاع خواهد رسید

چهار سالی است که ما تعدادی از زنان ایرانی مقیم پاریس در تظاهرات 8 مارس در پاریس شرکت می کنیم.

شعارهای ما :

 

زمانه ی زنان در قدرت

قدرت دگرگون سازی امور

برای آزادی، دموکراسی و لائیسیته

برای برابری حقوقی، سیاسی، اجتماعی...

برای شرکت زنان در قدرت سیاسی

آزادی بی قيد و شرط همه فعالین زنان دستگير شده در ایران

در دفاع از کمپین یک میلیون امضا در ایران

 

بر علیه آپارتاید جنسی، سنگسار، حکم اعدام، فحشا و خریدو فروش زنان

بر علیه خشونت بر زنان در محیط کار، خشونت خانگی، تجاوز، ازدواج اجباری، مثله کردن زنان، فقر، محروم کردن از آزادی،

 قتل ناموسی

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 18:41  توسط هامون  | 

در آستانه یک صدمین سالگرد 8 مارس روز جهانی زن

 

 

 8 مارس 1875 یاد  آور مبارزات زنان کارگر کار خا نجات نساجی شهر نیو یورک است. زنان کارگر کارخانجات نساجی شهر نیو یورک برای بهبود شرایط سخت کار و در اعتراض به  پائین بودن دستمزدها دست به اعتراض زدند اما این اعتراض با برخورد قهر آمیز پلیس مواجه و به شیوه  وحشیانه ای سرکوب شد.

در روز 8 مارس 1907 مجد دا کار گران نساج امریکا باخواست 10 ساعت کار دست به اعتراض و راه پیمائی زده که این اعتراض نیز توسط  پلیس سرکوب شد. سال 1908 حزب سو سیا لیست آمریکا به تشکیل کمیته ملی زنان برای حق رای زنان در انتخابات اقدام و در همان سال کار گران زن بافنده  با شعار ممنوعیت کار کودکان و کسب حق رای برای زنان دست به تظاهرات زد ند که در نتیجه سال 1909 روز 8 مارس بعنوان روز ملی زن در امریکا اعلام شد ودر سال 1910 در کنگره بین الملل سو سیالیستها که در شهر کپنهاک بر گذار شد، کلارا زتکین زن  مبارز و سو سیالیست، عضو حزب سو سیال دمو کرات آلمان ، 8 مارس را به پاس مبارزات خستگی ناپذیر زنان کار گر نیو یورک بعنوان روز جهانی زن به کنگره پیشنهاد و این پیشنهاد به تصویب کنگره رسید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 18:40  توسط هامون  | 

 

گفتگو با یوکو کیدو از فعالین جنبش زنان در ژاپن

 

تریبون  زن.  قبل از هر چیز دوست داریم که کمی از خودتان و کارهای قبلی خودتان که در رابطه با زنان در ژاپن انجام داده اید صحبت کنید.

یوکو کیدو. مقدمتا، میخواهم از علاقه شما به مسایل زنان در ژاپن و فرصتی که برای من فراهم کرده اید تا از تجربیات و نقطه نظرات خود را در این مورد با زنان ایرانی در میان بگذارم تشکر کنم. متاسفانه هم خود من و هم جنبش زنان در ژاپن، عموما، فاقد آشنای لازم با مسایل و مشکلات مبارزات زنان در ایران و نتیجتا رابطه ای عملی و از نزدیک است. امیدواری من اینست که این فرصتی باشد برای کمک به آغاز یک تبادل فکری و عملی هر چند محدود و آغازین بین این دو بخش جنبش زنان در آینده.

آغاز آشنای من با مبارزات زنان و فمینیسم به سالهای اول من در دانشگاه زنان اوزاکا برمیگردد و واحد درسی اجباری ً مطالعات زنانً  این دانشگاه برای همه دانشجویان. از آن زمان به بعد آشنای ، مطالعه و درگیری عملی من با ستمکشی جنسی در جامعه ژاپن و مبارزات زنان علیه آن بتدریج به ارجحییت هر چه عمده تری در کل فعالیتهای فردی و اجتماعی من تبدیل شده است. اما تجربه شخصی، عملی و عینیتر واقعییت تلخ تبعیض و نابرابری جنسی و امکان تلفیق آن با دانسته های نظری تا آنزمان من هنگامی دست داد که من شروع به کار در یک شرکت خصوصی کردم. پابپای قدم گذاشتن به بازار کار و در لحظات گوناگون این پروسه من مداوماً با سوالات تازه تر و ناهنجارتری روبرو میشدم. چرا دانشجویان مذکر به اطلاعات بیشتری در زمینه کار و کاریابی دسترسی دارند؟ چرا همکاران مرد از امکان دوره تمرین و آموزش طولانیتری برخوردارند؟ چرا فقط کارمندان زن بایستی یونیفرم بپوشند؟ چرا کارمندان زن بایستی در محل کار چای سرو کنند؟ چرا چنان رقم بالایی از زنان بعد از زایمان کارشان را رها میکنند؟ چرا تعداد کثیری از کارگران زن مداوما در معرض مزاحمتها و آزارهای جنسی قرار دارند؟.... متاسفانه سطح درک من از این مسایل و توان برداشتهای عملی از این تجربییات در آنزمان در حدی نبود تا بتوانم آن را به دستمایه اقدام و حرکتی عملی تبدیل کنم و همین امر برای مدتها سرچشمه احساس ناتوانی و سرخوردگی مضاعفی برای من بود.  همین امر انگیزه ای شد برای من تا دنبال مطالعات بیشتر و جویایی پاسخ ابهامات خود شوم. در سال 1997 یک دوره یکساله مطالعات زنان و فمینیسم را در انگلستان، جای که این مطالعات و مباحثات پیرامونی نسبتاً توسعه یافته است، شروع کردم. بعد از پایان این دوره به ژاپن برگشته و متعاقباً در یک مرکز جدیدالتاسیس زنان، توسط دولت محلی و با هدف ترویج و اشاعه برابری جنسی،  به کار پرداختم. در این مرکز، من مسول برنامه ریزی و سازمان دادن سمینارهای آموزشی، برگذاری جلسات آموزشی برای معلمان مدارس در مورد حقوق زنان ( بسیاری مواقع در مورد آزارهای جنسی)، نوشتن مقالات در مورد مسایل ًناخوشایندً مربوط به مسایل زنان و حمایت و پشتیبانی از کار و فعالییت گروههای فعال زنان در منطقه. از آنجا که این مرکز توسط و با بودجه دولت محلی دایر شده بود ما مداوماً با مشکل کنترول مقامات و تلاش آنها جهت محدود کردن دایره و عمق فعالییتها و مسایل موضوع کار این مرکز روبرو بودیم. با وصف این، من همچنان ازاینکه با کار در این مرکز و در جوار تعدادی دیگر از زنان صمیمی و متعهد به حقوق زنان قادر بودم بدرجه ای در رفع این نابرابریها و کمک به ارتقا سطح دانش عمومی نسبت به آن موثر باشم احساس خوشحالی میکردم. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 18:33  توسط هامون  | 

حدیقه، کارگر گونی بافی

        پروانه قاسمی

Ghassemi2@yahoo.ca         

 

 

سوت  اول کارخانه را که می شنیدیم می دانستیم که تا چند دقیقه دیگر می ­آید

سوت دوم کارخانه، خیابان پُر از کارگرانی که با دوچرخه ویا پیاده می آمدند، می شد

سوت سوم به خانه می رسید...

 

برای اولین بار بود که مرا با خود سرکارش می برد

همیشه دلم می خواست ببینم چه کار می کند

وارد کارخانه شدیم، به همه می خواست بگوید که من بچه برادراش هستم

خیلی سعی کرد ولی کسی صدایش را نمی شنید

من با چشمان باز به همه جا نگاه می کردم

دستگاه های سیاه و بزرگ بالا و پایین می رفتند

سر هر دستگاهی کسی ایستاده بود و مراقب بود

از پهلوی هر کس که می گذشتیم، می گفت، یعنی داد می زد که من کی هستم،

آنها هم داد می زدند چی؟...

آنقدر صدای دستگاه ها  بلند بود که کنار هم،

در گوش هم داد می زدند، ولی صدای همدیگر را نمی شنیدند

من با تعجب به صورت همه نگاه می کردم...

 

یا صبح زود می رفت شب می آمد و یا شب می رفت فردا صبح می آمد

نمی دانم چند ساعت کار می کرد ولی می دانم فقط برای خواب می آمد

هیچوقت آرام حرف نمی زد،

همیشه با داد و فریاد صحبت می کردو همیشه خسته بود از همه چیز

آن روز فهمیدم چرا اینطور بود...

بعضی وقت ها شب ها که خوابم نمی برد، می شنیدم که گریه می کرد،

نگران بود

می گفت دستگاه های جدید آمده می گویندخیلی ها اخراج خواهند شد

همیشه نگران بود،

اگر برادرش نبود زندگی شان خیلی سخت تر از این می گذشت

ولی برادر هم هر از چند گاهی، شب ها می آمد،  شب ها می رفت

مدت ها بود به تهران رفته و مخفی زندگی می کرد...

 

زندگی اش رفته رفته مثل همه کارگرهای دیگر سخت تر می شد

یک بار خواستند بازنشستش کنند ولی توانست رئیس کارخانه را راضی کند و بکار ادامه دهد

چون اگر کار نمی کرد وضع زندگی بدتر از قبل می شد...

 

وقتی برادرش را کُشتند، دیگر هیچکس را نداشت

آنقدر گریه و زاری کرد، خودش را زخمی کرد که همه صورتش را خون گرفته بود

وقتی دست هایش را گرفته بودم تا به خودش صدمه ای نزند، آنقدر به من فحش داد و بدو بی راه گفت...

می گفت برادرم را تو کشتی و بارها از حال رفت...

دیگر مرا نمی توانست ببیند، وقتی مرا می دید حالش خراب می شد

بهتر دیدم وقتی می آمد تا باقی خانواده را ببیند، برای چند روزی به جای دیگر بروم...

 

موقع بازنشستگی رئیس کارخانه گفته بود، از موقعی که به دنیا آمده ای کار کرده ای؟

چون در یکی از خانه های کارخانه زندگی می کرد،

او و کارگران دیگر را بعد از بازنشستگی از خانه به طرز فجیعی بیرون انداختند...

چون کسی را نداشت، چون جایی برای رفتن نداشت،

پاسدارهای رژیم اسلامی تمام وسائل اش را در خیابان میان گل و لای ریختند وخودش را بیرون انداختند...

می گفتند مثل دیوانه ها در خیابان دادو فریاد می کرده...

 

بیست سالی از مرگ برادرش می گذشت،

وقتی برای تبریک عید به خونه زنگ زدم،

آنجا بود و برای اولین بار بعد از بیست سال با من حرف زد،

او دیگر مرا بخشیده بود،

دو باره برای برادراش سوگواری کرد، با هم حرف زیادی نزدیم بیشتر گریستیم،

ولی این بار دیگر مرا بخشیده بود

فهمیده بود که جلادان شاه برادرش را کشتند و قبول کرده بود که من هم همچون برادراش  برای آرمان هایمان  مبارزه کرده ومی کنیم

دیگر فهمیده بود که در مبارزه علیه رژیم های دیکتاتوری چون رژیم شاه و رژیم جمهوری اسلامی عزیزان زیادی را از دست داده و می دهیم و مبارزه همچنان ادامه دارد

اگر پدر را کُشتند، فرزندانش بلند خواهند شد و مبارزه ادامه پیدا خواهد کرد...

 

***

 

از زمانی که دختر هفت، هشت ساله ای بود در کارخانه شروع به کار کرد،

صبح تا شب و شب تا صبح، کمتر می خندید، همیشه با داد حرف می زد،

گاهی شب ها در تنهایی گریه می کرد

دیگر کمتر کسی از خانواده اش زنده بود...

 

وقتی مُرد چیزی نداشت

تنها یک صندوق کوچک که در آن چند وسیله و لوازمی که به یادگار نگه داشته بود

چیزهایی باقی مانده از وقتی که به ایران مهاجرت کرده بودند

باکشتی از دریای خزر گذشتند و به ایران آمدند،

پدر اهل باکو بود و با آنها نیامد،

مادر با چهار فرزنداش با خواهران و برادران خود به ایران مهاجرت کردند...

دوران سختی بود، زندگی به فقر و بدبختی گذشت....

او و برادراش خیلی زود از سنین کودکی شروع به کار در کارخانه کردند...

 

حدیقه کارگری از کارخانه گونی بافی بود و مثل کارگران دیگر،

تنها آرزوی دنیای دیگری را داشت

تقدیم به کارگران و زحمت کشان

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 18:30  توسط هامون  | 

مرضیه احمدی سکویی

 

من نمی خواهم با قلم زندگی کنم بلکه میخواهم قصه هایم را با زندگیم بنویسم.

افتخار

من یک زنم

من از ویرانه های دور شرقم

زنی که از آغاز با پای برهنه

عطش تنئ .مین را در ذی قطره ای آب ئرنوردیده است

زنی که از آغاز با پای برهنه

همراه با گاو لاغرش در خرمنگاه از طلوع تا غروب

از شام تا بام سنگینی رنج را لمس کرده است

من یک زنم از ایلات و آواره ی دشتها و کوهها

زنی که کودکش را در کوه بدنیا می آورد

و بزش را در پهنه ی دشت از دست می دهد

و به عزا می نشیند

من مادرم

من خواهرم

من همسر صادقم

من یک زنم

زنی از ده کوره های مرده ی جنوب

زنی که از آغاز با پای برهنه

سراسر این خاک تب کرده را

در نوریده است

من از روستاهای کوچک شمالم

زنی که از آغاز در شالیزارها و مزارع

تا نهایت توان گام زده است

من یک زنم کارگری که دستهایش

ماشین عظیم کارخانه را

به حرکت در می آورد

هر روز توانایش رادندانه های چرخ ریزریز می کنئ

پیش چشمانش

زنی که از عصاره ی جانش

پروارتر می شود لاشه ی خونخوار از تباهی خونش

افزونتر می شود سود سرمایه دار

زنی که مرادف مفهومش

در هیچ جای فرهنگ ننگ آلود شما

وجود ندارد

دستهایش سفید

قامتش ظریف

که پوستش لطیف

و گیسوانش عطرآگین باشد

من یک زنم با دستهایی که از تیغ تیز درد و رنجها

زخم ها دارد

زنیکه قامتش از نهایت بی شرمی شما

در زیر کار توانفسر آسان شکسته است

زنی که در سینه اش دلی آکنده از زخمهای چرکین

خشم است

زنیکه در چشمانش

انعکاس گلرنگ گلوله های آزادی

موج می زند

من یک زنم

زنی که مرائف مفهومش

در هیچ جای فرهنگ تنگ آلود شما

وجود ندارد

زنیکه پوستش آیینه آفتاب کویر است

و گیسوانش بوی دود می دهد

تمام قامت من نقش رنج و پیکرم تجسم کینه است

زنی که دستانش را کار برای گرفتن سلاح پرورده است

من زنی آزاده ام

زنی که از آغاز

پا بپای رفیق و برادرم

دشتها را درنوردیده است

زنیکه پرورده است

بازوی نیرومند کارگر

دستان نیرومند بزگر

من خود کارگر

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 18:27  توسط هامون  | 

 

 

فقر، جنگ و جهاني شدن خشونت عليه زنان

                                                                           شهرزاد مجاب ـ تورنتو

دکتر شهرزاد مجاب استاد دانشگاه تورنتوست و به آموزش بزرگسالان و مطالعات زنان مشغول است. دکتر مجاب رياست انستيتو مطالعات دانشگاه تورنتو را به عهده دارد؛ و در ماه جون 2003 سازمان جهاني زنان جايزه اول صداي زنان در مناطق جنگي را به او اهدا کرد. متن زير سخنراني دکتر مجاب در سيزدهمين کنفرانس بنياد پژوهشهاي زنان در دانشگاه لندن است.


من در اين گفتار پديده جهاني شدن را از ديد فمينيستي بررسي ميکنم. اما تئوري فمينيستي يکدست و همگون نيست و بايد تاکيد کنم که چهارچوب تئوريک من فمينيسم مارکسيستي است. همچنين بايد تاکيد کنم که فمينيست هاي مارکسيست هم تحليل واحد و يکدستي از جهاني شدن ندارند.
به عنوان يک فمينيست، پروسه جهاني شدن را پروسه گسترش مردسالاري سرمايه داري ميبينم که ستم بر زنان را به شيوه مدرن و در قالب دمکراسي بورژوايي اعمال ميکند. به عنوان يک مارکسيست، پروسه جهاني شدن را تسلط سرمايه مالي بر سراسر دنيا ميبينم؛ نظامي که استثمار طبقاتي سرمايه ملي و فراملي را به سراسر دنيا گسترش ميدهد. به عنوان يک فمينيست مارکسيست، پيوند ناگسستني بين استثمار طبقاتي و ستم جنسي ميبينم و دمکراسي بورژوايي را دمکراسي مردمدارانه به حساب مي آورم.
از ديدگاه فمينيسم مارکسيستي، جهاني شدن يک بحث آکادميک بي ارتباط به زندگي روزانه و تغيير واقعيت موجود نيست. جهاني شدن چيست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 22:41  توسط هامون  | 

در باره "کمپین یک میلیون امضاء و خواست تغییر قوانین تبعیض آمیز"

 

 

سالهاست زنان در بند ایران برای بدست آوردن حقوق پایمال شده ی خویش به اعتراض و مبارزه علیه رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی برخاسته اند ، رژیمی که هر بار و به هر دلیلی مبارزه ی حق طلبانه ی آنان را با خشم و نفرت و سرکوب وحشیانه پاسخ گفته است. 

 

مردم جهان ، امروزه شاهد حملات وحشیانه ای هستند که مأموران رژیم جمهوری اسلامی در کوچه و خیابان بر علیه زنان و جوانان براه انداخته و می کوشند که با ضرب و شتم آنان و با تشدید هر چه بیشتر فضای رعب و وحشت در جامعه ، سدی در مقابل رشد مبارزات آنها بوجود آورند.  در واقع صحنه های حملات و رفتار تحقیر آمیز مزدوران نظامی رژیم با مردان و پسران جوان ،  نمود دیگری در جهت تشدید جو ترس و وحشت در جامعه هست.  در این فضا مشاهده صورت خونین زنانی که حاضر به اجرای اوامر زورگویانه مزدوران نیستند  از یکسو واز سوی دیگر شنیدن بانگ صدای صد ها دختر دانشجو در اعتراض به دستگیری  یاران خود ، نمایانگر عزم زنان در مقابله با حاکمین جمهوری اسلامی میباشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 22:43  توسط هامون  | 

زنان در تبلیغات

نویسنده:Trisha Grover

مترجم: فرشید شکری

"همانگونه همۀ ما میدانیم ابزار تولید و توزیع در دورۀ حاضر (سرمایه داری) تماماً تحت کنترل و انحصار اقلیتی از ساکنین زمین قرار دارد. واضح است، هدف غائی این اقلیت از بالا بردن سطح تولیدات و سعی در عرضۀ بیشتر و بهتر کالاها علی الخصوص محصولات لوکس و تجملاتی بوسیلۀ ایجاد وسوسه و انگیزۀ خرید در مصرف کنندگان، در هموارگی افزایش درآمدها، کسب سود و انباشت سرمایه و ثروت می باشد و نه فراهم آوردن رفاه اجتماعی و یا ارایۀ خدمات به جامعه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 22:42  توسط هامون  | 

 

آهای جَوون

                                                                 شعر: مینا اسدی


وقتی صدای سُرخ تو در کوچه های شهر، جاری شد
تو، بهترین شعر مرا گفتی
آهای جَوون تو می تونی یه شِعر تازه تر بگی
از درد و رنج آدما
از شهر پُِر خطر بگی
از شورو شوق باغها
از شعله های پُر شرر
از دیده های تر بگی

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن

تو می تونی کلید باشی، قفل درا رو وا کنی
دستهای پینه بسته رو از زنجیرا جدا کنی
تو می تونی دیو شبو رسوا کنی رسوا کنی

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن

شورشو شرر شو
موج شو خزر شو
فریاد خشم مردم
جنبش پُر ثمر شو
سرو شو سمن شو
مشعل شب شکن شو
داس شو درو کُن
زمینو زیر رو کُن

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن

رود شو روان شو
پناه بی کسان شو
گندم کشتزاران
چاره ی درد نان شو
راه شو رها شو
غُرش توپ ها شو
چشم و چراغ مردم
از نو دوباره پا شو

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن

تو می تونی اگه بخوای قیامتی بپا کنی
کبوترای خسته رو از قفسا رها کنی
تو می تونی برکه ها رو دریا کنی دریا کنی

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کن تو
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کن

هو کُن ها کُن
هو کُن ها کُن


آهای جَوون
تو می تونی یه شعر تازه تر بگی
از درد و رنج آدما
از شهر پُر خطر بگی
از شور و شوق باغها
از شعله های پُر شرر
از دیده های تر بگی

هو کُن ها کُن
شورش کُن غوغا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن
هو کُن ها کُن
قیامتی بپا کُن
ها کُن هو کُن
دنیا رو زیرو رو کُن

هو کُن ها کُن

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 22:39  توسط هامون  | 

جنبش رهایی زنان و معضلات سر راه آن!

 

روناک آشناگر

 

کلارازتکین، زمانی که زنان بورژوا انتقاد می کنند که او به مسایل آن ها بی توجه است می گوید: «این ما نیستیم که آن خواست ناچیزی را که شما زنان بورژوا در پی اش هستید رد می کنیم. بلکه این شمائید که خواهان آن امر بزرگی که زنان کارگر برای بدست آوردن آن مبارزه می کنند، نیستید.»

برای انسان های آزدیخواه و سوسیالیست، جهت گیری اصلی این است که جنبش زنان رهایی خود را بر بستر ایفای نقشی رادیکال و سوسیالیستی در صحنه مبارزه پیش ببرند و بدینوسیله ضمن اینکه به معنای واقعی کلمه تیشه به ریشه بنیادهای نظم وارونه ای که ضرورت های اعمال تبعیض جنسی را فراهم ساخته، زده اند، جنبش خود را هم پیمان با سایر جنبش های اجتماعی برای تحقق استراتژی سوسیالیستی پیش برده اند، چرا که تبعیض بر زنان و بردگی آنها، محصول جامعه طبقاتی است.

این امر بویژه در جامعه ای مانند ایران که نظام حاکم در بی رحمانه ترین شکل خود بر کارگران، کودکان، جوانان؛ اقلیت ها و ... ستم می کند و بی حقوقی زنان به وقیحانه ترین شکل ممکن در حد آپارتاید جنسی اعمال می شود، بدون راه حلی ریشه ای که معطوف به بنیان ها و ساختارهای اقتصادی و فرهنگی جامعه باشد، نمی توان انتظار تغییری اساسی در وضع موجود را داشت. تصویری که گرایشات بورژوایی و لیبرالی برای جنبش زنان ارائه می دهند، از آنجا که در حد مسائلی سطحی  و روبنایی از مشکلات زنان در جامعه ایران می باشد، راهکارها و راه حل هایشان نیز بسیار محدود و کم اثر است.

یکی از راههای تقویت گرایش سوسیالیستی در جنبش رهایی زن، نقد گرایشات لیبرالی است، که  رفرم مورد نظرشان از پاسخگویی به نیاز ها و خواست های نخبگان زنان فراتر نمی رود. برای این که بتوانیم هم گرایش لیبرالی و بورژوایی را از موضع رادیکال مورد نقد و ارزیابی قرار دهیم و هم کمبودها و کاستی هایی را که سر راه این جنبش است رفع کنیم، لازم است روی نکات زیر تاکید کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 22:9  توسط هامون  |